‏نمایش پست‌ها با برچسب افغانستان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب افغانستان. نمایش همه پست‌ها

۲۷ دی، ۱۳۹۲

آخرین جزئیات وحشت امریکایی ها وتلفات ملکی در سیاه گرد پروان

bambar_1

درآن عملیاتی که دو روز قبل عساکر اشغالگر امریکایی با معیت اجیران داخلی دردهن دره وازغر ولسوالی سیاه گرد ولایت پروان برعلیه مردم آن منطقه براه انداخته شده بود، 10 تن از هموطنان مظلوم ما شهید و18 تن دیگر زخمی شدند که دران اطفال وزنان نیز شامل میباشند.

9 باب منزل دراثرپرتاب راکت وبمباران دشمن نابود گردید وبه ساکنین دره وازغر خسارات سنگین جانی ومالی وارد گشته است.

اسامی افراد ملکی که در عملیات عساکر امریکایی شهید ویا زخمی شده اند، قرار ذیل میباشد:
شهداء:
۱ــ الف الدين فرزند محمدايوب . عمر ۳۸ساله
۲ــ بسم الله جان فرزند سليم  عمر ۲۲ ساله
۳ــ عزت الله فرزند قربان الله عمر ۱۷ ساله
۴ــ شمس الرحمن عبدالرحمن عمر ۱۲ ساله
۵ــ ثريا بنت قربان الله عمر ۴ ساله
۶ــ ارزو بنت قربان الله عمر ۶ ساله
۷ــ جان ګل فرزند ګل خان  عمر ۶۰ساله
۸ـــ  خانمی که نظر به عنعنات افغانی نام آن تذکر داده نشده است .
۹ــ خانم // // / /
۱۰ــ خانم  // // //
مجروحین :
۱۱ــ حشمت الله فرزند قربان الله عمر ۲۰ ساله
۱۲ــ محمد صادق فرزند ميرزا امير
۱۳ ــ صابر فرزند  ميرزا امير
۱۴ــ محمدعالم فرزند ميرزا امير
۱۵ــ علم جان فرزند ميرزا امير
۱۶ــ نوروزګل فرزند وزيرگل
۱۷ــ ناصر فرزند عطاؤالله
۱۸ــ محراب فرزند صاحب گل
۱۹ــ امير شاه خان فرزند اميرگل
۲۰ــ خان جان فرزند  مياجان
۲۱ــ ذاکرالله فرزند خان جان
۲۲ــ شيرين آغا فرزند سیدآغا
۲۳ــ ميراجان فرزند سیداحمد جان
۲۴ــ خانم
۲۵ــ خانم
۲۶ــ خانم
۲۷ــ خانم
۲۸ــ خانم
منازل افراد ذیل منهدم گردیده است :
۱ــ بادام گل
۲ ــ الف شاه خان
۳ــ حاجي امان
۴ــ حاجي خان شيرین
۵ــ نورمحمد
۶ــ ملاعبدالغني
۷ــ عبدالحي
۸ــ محراب
۹ــ امان الله

مجاهدین امارت اسلامی درنخستین آغاز نبرد دریک گوشه بیرون آمده در دره وازغر برای قوای دشمن قویا کمین گرفته بودند که دوساعت با دشمن نبرد ادامه یافت که درنتیجه ان دست کم 25 عسکر خارجی وداخلی کشته وزخمی شدند،همچنان دراین کمین  5 تن از مجاهدین ما نیز به درجه عالی شهادت نائل گردیدند ومتباقی مجاهدین سالم از منطقه بیرون رفته به مناطق کوهستانی سرازیر شدند.

وحشی های امریکایی درانتقام از تلفات شان منازل همجوار آن منطقه را هدف توپخانه وبمباران قرار دادند، تمامی قریه را درحالی تحت آتش قرار دادند که مجاهدین ازمنطقه کاملا خارج گردیده بودند.

همچووحشت وحشی های امریکایی خبری نوی نیست، بلکه معمولا امریکایی ها انتقام شان را از مردم بی دفاع ملکی گرفته اند وبه صد ها بار مردم ملکی را قصدا هدف قرار دادند واذیت ولت کوب نموده اند، امریکایی های متجاوز میخواهند تا مردم را جبرا  وادار سازند تا دربرابر اشغال خاموش باشند ودرمورد تحرکات مجاهدین به آنان معلومات دهند،به اساس محاسبه اشغالگران امریکایی واجیران داخلی شان، تمام ساکنین آن منطقه که مقاومت میکنند باید کشته شوند،منازل شان منهدم ومردم آن با زور توپ وتانگ به اشغال کشور تسلیم شوند.


ذبیح الله مجاهد سخنگوی امارت اسلامی
۱۴۳۵/۳/۱۶هـ ق
۱۳۹۲/۱۰/۲۷هـ ش ــ 2014/1/17م

متن کامل

۱۰ آذر، ۱۳۹۲

۱۸ افغان به اتهام جاسوسی و همکاری با القاعده بازداشت شدند

arrest-1110

۱۸ تبعه افغانستان، به اتهام “جاسوسی” و “همکاری با شبکه القاعده” در کرمان بازداشت شدند.

یدالله موحد٬ دادستان کرمان، امروز یکشنبه دهم آذر ۱۳۹۲، در گفت‌وگو با تارنمای محلی “بوتیا” با تایید این خبر گفت که افغان‌های دیگری هم هستند که در زندان‌های کرمان با اتهام‌های امنیتی و همکاری با القاعده در بازداشتند. وی شمار این افراد را ۱۰ نفر ذکر کرد.

دادستان کرمان درباره شمار کل افغان‌های بازداشتی در استان و نوع اتهام‌هایشان گفت: “در حال حاضر، ۲۵۰ تبعه افغان در کرمان بازداشت هستند و در در کل در چهار ماه نخست سال، ۴۳۹ افغان در کرمان زندانی شده‌اند؛ که اتهام ۵۱ نفر از آن‌ها قتل٬ ۲۱۶ نفر قاچاق مواد مخدر و ۷۸ نفر نیز سرقت بوده است.”

فعالان و سازمان‌های حقوق بشری، بارها دولت ایران را به سبب عدم رعایت “موازین دادرسی منصفانه”، به ویژه در رابطه با اتهام‌های افغان‌ها و شرایط نگهداریشان محکم کرده‌اند.

متن کامل

۰۸ آذر، ۱۳۹۲

تفاوت و نتایج پیش و بعد ازامضاء پیمان امنیتی در لویه جرگهء شیطانی

World-Afghan-Loya-Jirga-Hamidkarzaiapproved_11-24-2013_127656_l

نویسنده : حبیب الله حلال

در این سخن جای هیچ شکی نیست که امریکا نه به خواست و خواهش افغانها آمده است و نه هم به خواست و خواهش افغانها از افغانستان خواهد رفت؟! آمریکا بزور و با قدرت نظامی خود بر کشور اسلامی افغانستان تجاوز نموده و آنرا به اشغال خود در آورده است و نتیجتاً بزور باید مجبور به ترک و خروج از کشور گردد. حتی خود کرزی، مزدور برگزیدهء امریکا نیز بر این گفته ها اعتراف دارد و در همهء مصاحبه ها و مجالس عمومی اعلان نموده است که آمریکا برای رفتن نیامده است و با گفتن نخواهد رفت. درتاریخ افغانستان درمقاطع مختلف تاریخ  وبنابراهم بودن مسایل ملي لویه جرگه هایی تشکیل و دربسا موارد فیصله های مهم تاریخی نیز داشته است.

 

درفصل کامل تاریخ لویه جرگه ها تا کنون ننگین ترین، ذلت بارترین، رسواترین و ناکامترین لویه جرگه ،همین نشست مزدوران امریکا و دالر بود. تجارب قریب سیزده سال اشغال کشور نیز نشان داد که مزدورترین سران قومی از میان پست ترین تعصبات قومی و مذهبی، با پا گذاشتن بر شرف وشخصیت انسان و وطن فقط برای ارضای شیطانیترین هوسهای نفسي ومادی خود، دین، ملت و وطن را نه تنها با دالر بلکه باقابلی پلو چهار روزه به معامله گذاشتند. اکنون سوال اینست که تفاوت و نتایج پیش و بعد از لویه جرگهء شیطانی بر اوضاع افغانستان چه خواهد بود؟

 

اولاً که این جرگه تماماً از جمع آنهایی شکل گرفته بود که هر کدام در دوران اشغال افغانستان براساس گفته های سیـــــــــــــــــــاف همه خدا دادگان بودند، و ازین داد خداوندی به بلندترین مقامات و بی حسابترین ثروتها دست یافته و همهء معامله گران، قرار دادیان، معاش بگیران و شکم چرانان معلوم الحال بودند وهستند. دوماً اینکه یکی از رؤسای کمیتهء 43 می گوید که در کمیتهء چهل و سوم که خود او رئیس آن بود و تعداد اعضایش 64 نفر بودند از جملهء این شصت وچهار تن فقط 28 تن حاضر بودند و جالب اینجاست که خود او می گوید که تنها چهار تن در مورد مواد و مفاد پیمان صحبت می کردند و مابقی حتی معنا و مفهوم جملات و مواد را بدرستی نمی دانستند. وی اضافه می کند که از جمله 2500تن دعوت شده به جرگه، فقط عدهء محدودی شرکت کرده بودند و مابقی افراد حاضر در جرگه مهمانان دعوت شده بودند. بناً این جرگهء مزدوران دالر هیچگونه اعتبار ملی نیز نخواهد داشت.

 

اگر در مورد نتایج و تفاوت پیش و بعد از لویه جرگهء شیطانی بحث و گفتگو کنیم به عین این نیتجه خواهیم رسید. آمریکا در همان روزهای آغازین تجاوز و اشغال از وزیر خارجه حکومت کابل عبدالله عبدالله و یونس قانونی رئیس شورای حکومت کابل امضاء و تائید عین پیمان و مواد شامل در قرارداد را گرفته بود و این دو مزدور وطن فروش انرا امضاء نموده بودند و این اختیارات تا زمان حضور اشغالگران امریکائی به انها داده شده بود.

 

عساکر اشغالگر امریکائی پیش از امضاء این پیمان نیز میتوانستند فرزندان افغان را بکشند، بر خانه ها و منازل افغانها یورش ببرند، زندانهای مخفی و خودسرانه داشته باشند، از پرداخت مالیات معاف بودند، اختیار و کنترول حریم هوائی افغانستان در دست انها بود، دختران و زنان افغان را استخدام می کردند، و .... و بعد از امضاء پیمان امنیتی نیز همهء اختیارات بدون کدام کمی و کاستی به آنها داده شد.آنچه که دیروز میتوانستند، و انجام می دادند، امروز و فردا نیز خواهند توانست و انجام خواهند داد.

 

اگر دیروز نتوانستیم قاتل 16 تن از شهدای مظلوم ولسوالی پنجوائی را حتی در خاک و محکمهء امریکائی مجازات کنیم، اگر دیروز نتوانستیم قاتل صدها تن از شهدای مظلومی که در ولایت قندوز در آتش شعله های بمباران دشمن سوختند، مشخص کنیم، اگر دیروز نتوانستیم قاتلان شهدای ولسوالی شیندند هرات را به میز محاکمه بکشانیم، و اگر دیروز نتوانستیم حقیقت واقعهء ولایت لوگر را به جهانیان ثابت کنیم و ........ یقینا فردا نیز نخواهیم توانست چنین کنیم؟

 

پیمان امنیتی در وجود و حضور اشغالگران خارجی هیچ معنا و مفهومی ندارد، زمانیکه یک قدرت متجاوز در کشوری اشغال شده حضور دارد، وجود پیمان و قرارداد و یا عدم موجودیت ان بی تفاوت است، زیرا کشور اشغالگر هرچه که میخواهد میتواند انجام دهد، چون هیچ مانعی در مقابل وجود ندارد، بدین معنا که هیچ قدرت و نیرویی بالاتر و قوی تر از انها برای جلوگیری، توقف و مجازات آنها در کشور وجود ندارد و هیچ قانونی بالاتر از خواسته ها و منافع آنها نیست، اگر به جنایات و مظالم اشغالگرن خارجی در دوران یک دهه اشغال نظری گذرا بیندازیم، هزاران نمونه از وحشت و بربریت انها در انظار عموم آشکار گردیده ، جدا از انچه که در زندانها و مراکز نظامی آنها انجام شده و می شود، اما شاهد کوچکترین تغییر در عملکرد و تعدیل در پالیسی آنها نبوده ایم.

 

باید تائید نمائیم که پیمان امنیتی نه اینکه امنیت افغانستان را تضمین نخواهد کرد، بلکه سبب تداوم جنگ و تشدید نا امنی خواهد شد، با امضاء این پیمان حاکمیت ملی افغانستان از بین رفته و بندهای 2، 3، 4، و 6 این پیمان نقض حاکمیت افغانستان را از بین برده است. علاوه بر این پیمان امنیتی کنونی روابط افغانستان با کشورهای همسایه و منطقه را خدشه دار خواهد کرد و همچنین با امضاء این پیمان به رسمیت شناختن حق کاپیتولاسیون برای قوتهای امریکائی از سوی دولت اجیر کابل بهتر و شفافتر گردید.

 

امضاء این قرارداد از سوی نمایندگان خود فروخته، ملت فروخته و وطن فروخته عزت و غیرت مردم افغانستان را خدشه دار کرد و همچنین برخلاف آرزوها و آرمانهای میلیون ها شهید، معلول، زخمی و مهاجری که برای استقلال و سربلندی کشور از تمام هستی و وجود خویش گذشتند، است. مردم افغانستان بر پایه همدلی دینی و ملی و با تکیه بر ارزش‏های ملی و اسلامی می‏توانند بر مشکلات پیروز شوند. تلاش برای تداوم حضور نیروهای خارجی در افغانستان، به نفع این کشور نیست. امضای پیمان استراتژیک با آمریکا به مثابه مخالفت با فتوای شرعی علمای دینی افغانستان است و این موضوع می‌رساند که دولتمردان افغانستان هیچ توجهی به ارزش‏های دینی دراین کشور ندارند.

 

همچنین امضاء این پیمان در مخالفت و تضاد آشکار با آیات و آموزه های قرآنی است، و در تفکر دیانت اسلامی غیر مسلمان‌ها نمی‌توانند بر مومنان و مسلمانان تسلط داشته باشند و مقدرات آنها را به دست گیرند و امضای پیمان امنیتی این ادعاها و شعار را عینیت می‌بخشد و نشان می‌دهد که مقدرات دولت و جامعه افغانستان به طور رسمی تحت سلطه و اداره بیگانگان قرار گرفته و نتیجتاً داوطلبان بیشتری به صف مجاهدین خواهند پیوست. دیگر اینکه در زمان حکومت احزاب خلقی ها و پرچمی ها نیز عین چنین ماجرایی انجام شده بود که رویدادهای پس از ان میتواند تجربه ای ارزشمند و در خور تامل برای اجیران کنونی شمرده شود.

 

از سوی دیگر با توجه به نا امنی ها و فرار سرمایه ها و سرمایه داران، زیان های جبران ناپذیری به پایه های اقتصادی افغانها وارد خواهد شد و این باعث از کار افتادن منابع داخلی در کشور گردیده که تاثیر مستقیم بر زندگی مردم ملکی و اکثریت فقیر افغانستان خواهد داشت.

 

از سوی دیگر وضعیت امنیتی افغانستان بر بنیاد اعترافات و گفته های مقامات بلندرتبهء اجیر افغانی و امریکائی ده سال پیشتر بهتر و بهترین بوده است. اما لله الحمد مجاهدین روبروز قوت، قدرت، استحکام، انسجام و وسعت بیشتری می یابند و این بدین معناست که مهار، کنترول و عقب گردی مجاهدین امارت اسلامی ناممکن است، علاوتا زمانیکه 150 هزار عسکر جنگی با حمایت و همراهی دها هزار وسایل نظامی زمینی و هوائی و در مدت بیش از یک دهه نتوانند، مجاهدین را شکست دهند، پس 15هزار عسکر با وسایل محدود نظامی چگونه خواهند توانست، جلو پیشروی و فتوحات مجاهدین را بگیرند. یقینا که نخواهند، توانست. پس مشخص است که هیچ تغییری در وضعیت سیاسی نظامی افغانستان رخ نخواهد داد، همان اشغال و همان جهاد خواهد بود.

 

حکومت اجیر با دایر نمودن جرگهء شیطانی و اعطای اختیارات کامل، حتی مصئونیت قضائی عملا دشمنی و وطن فروشی خود را به ملت مجاهد افغانستان ثابت کرد، همه ملت میداند که امضاء این پیمان و دادن مصئونیت قضائی برای بقا و حضور اشغالگران نه برای آوردن امنیت و ثبات بلکه برای ماندن چند روز بیشتر آنها در قدرت انجام شده است و این گفته ها را صبغت الله مجددی رئیس جرگه در محضر عام بیان داشت که اگر کرزی این پیمان را هرچه زودتر امضاء نکند، به دنبال اربابانش او نیز از افغانستان به کدام کشور اروپائی و یا امریکائی مهاجرت خواهد کرد.

 

نباید از یاد ببریم که ملت افغانستان همواره در تاریخ خود نقش آفرین بوده و نه تنها تاریخ خود بلکه تاریخ منطقه و گاه سرنوشت دنیا را تغییر داده و رقم زده است. نمونه‌های مقاومت در برابر امپراطوری انگلیس و جهاد رهای بخش در برابر ارتش سرخ شوروی که فرآیند آن در هر دو مورد فروپاشی امپراطوری‌های یادشده بود، از نمونه‌های شفاف و روشن اثبات این مدعاست.

 

با توجه به موارد فوق میتوان نتیجه گرفت که با امضاء پیمان امنیتی هیچ چیزی در افغانستان تغییر نخواهد کرد و آنچه که تغییر خواهد کرد اینست که ان شاء الله تمام جهانیان شاهد لاشه های معفن عساکر نظامی، تانکهای متلاشی شده و قرارگاه های خالی از سکنه نظامیان امریکائی در آیندهء بسیار نزدیک خواهند بود. مجاهدین امارت اسلامی روزبروز زیادتر خواهند شد، قدرتشان بیشتر خواهد شد و فتوحاتشان ادامه خواهد یافت و این اجیران افغانی هستند که باید حساب چنین را روزی را باز پس دهند.

متن کامل

۱۹ مرداد، ۱۳۹۲

۳ شهروند چینی در کابل به قتل رسیدند و ۲ نفر دیگر مفقود شدند

111031043449_304

به گزارش خبرگزاری رویترز، سفارت چین در کابل از به قتل رسیدن سه شهروند این کشور و مفقود شدن 2 نفر دیگر در آپارتمانی در کابل خبر داد.

این گزارش می‌گوید که این 3 نفر روز پنج شنبه کشته شدند اما هویت، جنسیت کشته شدگان و انگیزه عاملان جنایت هنوز مشخص نیست.

خبرگزاری رویترز نوشت: به دلیل تعطیلات عید فطر مقامات افغان برای پاسخگویی حاضر نیستند و سفارت پکن در کابل نیز پاسخ مشخصی ارائه نکرده است.

این حمله به نظر نمی‌رسد با معدن مس در ولایت لوگار در جنوب کابل که بزرگترین پروژه سرمایه گذاری چین در افغانستان در آن واقع شده است ارتباطی داشته باشد.

حدود 150 کارگر چینی در این معدن مس مشغول کار هستند.

متن کامل

۰۵ مرداد، ۱۳۹۲

کوردزمن: آمریکا به آرامی در حال شکست خوردن در جنگ افغانستان است

13920505000241_PhotoA

یک اندیشکده آمریکایی در گزارشی تأکید کرد آمریکا به آرامی و بطور پیوسته از لحاظ سیاسی در افغانستان در حال شکست خوردن است و احتمالاً در سال‌های آتی متحمل شکست نظامی نیز در افغانستان می‌شود.

به گزارش خبرگزاری فارس، «آنتونی کوردزمن» رئیس اندیشکده «مرکز مطالعات بین‌المللی و استراتژیک»، در مقاله‌ای در خصوص جنگ آمریکا در افغانستان تصریح کرد که آمریکا به آرامی و به طور پیوسته در حال شکست خوردن در جنگ افغانستان است.

*احتمال شکست نظامی آمریکا در افغانستان طی سالهای آتی

وی تصریح کرد، گرچه این شکست در سطح نظامی نیست اما اگر آمریکا بودجه، مشاوران و شرکای لازم را برای خود در این جنگ فراهم نکند، در سالهای آتی متحمل شکست نظامی هم می‌شود.

کوردزمن ادامه داد که شکست آمریکا در افغانستان در سطح سیاسی است زیرا واشنگتن نتوانسته برای پیشبرد این جنگ، حمایت کنگره، مردم آمریکا، همپیمانانش و همچنین افغان‌ها را جلب کند.

*نداشتن رهبری معتبر، واقع‌گرایی، علت شکست آمریکا در افغانستان است

بر اساس این گزارش، از یک طرف، آمریکا به دلیل عدم توانایی ارائه یک رهبری معتبر و همچنین به دلیل نداشتن واقع گرایی، قضاوت معنادار هزینه مزایای ادامه جنگ افغانستان و عدم توانایی در ارائه طرح های معتبر در حال از دست دادن جنگ افغانستان است و از طرف دیگر، آمریکا در سطوح بالای دولت «باراک اوباما» از طریق تأخیرها، سهل انگاری و عدم مدیریت صحیح در حال شکست خوردن در جنگ افغانستان است.

*دولت اوباما آشفتگی‌های گسترده‌ای از دوران بوش به ارث برده است

کوردزمن تأکید کرد: دولت اوباما همچنین در ارائه یک حاکمیت موثر در افغانستان با مشکلات اساسی روبرو است. دولت وی آشفتگی های گسترده و غیرضروری از دوران ریاست جمهوری «جرج بوش» به ارث برده است. دولت وی همچنین رکود اقتصادی بزرگ و بحران بودجه فدرال را به ارث برده است که این بحران موجب شده است تا کاهش بودجه بسیار عظیمی در توانمندی ارتش به وجود آید و به همین دلیل باید تصمیم گیری‌های دشواری در خصوص اولویت‌های راهبردی اتخاذ شود.

*نقش کنگره در سوق دادن آمریکا به سوی شکست در افغانستان

به نوشته مرکز مطالعات بین‌المللی و استراتژیک، علاوه بر دولت آمریکا، کنگره را نیز در شکست‌هایی که درباره افغانستان مطرح است، سهیم دانست و تأکید کرد: کنگره نیز در شکست های خود سهیم است زیرا به جای آنکه تقاضای طرح‌های موثر، جوابگویی باشد و ارزیابی از اقدامات داشته باشد، در اکثر موارد، درخواست‌های بودجه را می‌پذیرد تا نشان دهد که از ارتش و جنگ حمایت می‌کند.

*نقش همپیمانان آمریکا در شکست این کشور در افغانستان

کوردزمن ادامه داد: در عین حال، بسیاری از دول کشورهای دیگر، شرکای منفعلی در سوق دادن آمریکا به سوی شکست شده‌اند. دولت‌های این کشورها تمایلی ندارند که بگویند از جنگ حمایت نمی‌کنند و منتظر خروج کامل آمریکا از افغانستان هستند و هم اکنون بر این باورند که خروج از افغانستان بدون تلاش برای یافتن یک راه حل کارساز اجتناب ناپذیر است.

اندیشکده مطالعات بین‌الملل و استراتژیک یکی از عواملی که در شکست خوردن آمریکا در افغانستان سهم دارد را غیرقابل اعتماد بودن دولت افغانستان بعنوان شریک آمریکا اعلام کرد و گزارش کرد: آمریکا یک شریک قابل اعتماد افغان ندارد. وقتی همپیمان افغان آمریکا در بسیاری از شکست ها و اشتباهات مقصر است و نقش دارد، آمریکا دیگر (برای شکست خوردن) به طالبان و دیگر دشمنان شورشی در افغانستان نیاز ندارد. «حامد کرزی» ظاهرا برای خروج مصمم است و معادل یک قرص سمی را برای جانشین خود به جای گذاشته است. او هرگز تمایلی نداشته که با واقعیات ارتش که جنگ و نیروهای امنیت ملی افغانستان (ANSF) را شکل می دهد، دست به گریبان شود.

بر اساس این گزارش،‌ کرزی قبل از هرگونه تلاش برای بهبود حکومت و اقتصاد، و قبل از آنکه به سطح قابل قبولی از رهایی از فساد کمک و ایجاد فرصت برای موفقیت کمک کند، به دنبال مبادله قدرت است. تقریباً هر هفته، او مشکلات جدید و غیرضروری در روابط آمریکا و افغانستان به وجود می آورد و تمامی این اقدامات را آشکارا با این فرض انجام می دهد که آمریکا واقعا باید از دولت افغانستان حمایت کند و اهداف آمریکا در افغانستان جدی است.

فرصت‌های نامعلوم پیروزی در جنگ و کشوری با اهمیت راهبری ناچیز

کوردزمن درباره پایان جنگ افغانستان تصریح کرد که هیچ کس نمی‌تواند تضمین کند که حتی با حاکمیت بهتر آمریکا و افغانستان، پایان جنگ با موفقیت همراه باشد. در بهترین حالت، موفقیت پایدار بعد از 2014، بیش از آنکه «خوب» باشد، «قابل قبول» است.

وی ادامه داد که اگر طالبان و شورشیان دیگر ثابت کنند که بهبودپذیر و موثر خواهند بود، در بهترین حالت، آمریکا، افغان‌ها و شرکای همپیمان آنها نمی تواند کشور را با یکدیگر حفظ کنند.

زمان آن فرا رسیده است که همه درباره این حقیقت صادق باشند که هزینه مزایای ادامه تلاش های آمریکا در افغانستان محدود است. آمریکا یک سری منافع راهبردی در افغانستان دارد اما این منافع محدود هستند. این کشور مرکز تروریسم یا حتی القاعده نیست. آمریکا منافع راهبردی حیاتی و مهمی در آسیا و خلیج (فارس) دارد و منافع استراتژیکی به مراتب مهم‌تری در خاورمیانه و شمال آفریقا دارد و همچنین کشورهای جنوب صحرای آفریقا و آمریکای لاتین دارد. لفاظی های مقامات آمریکایی درباره اهمیت افغانستان نمی‌تواند وقایع کاملاً متفاوت را پنهان کند. در این شرایط ناآرامی‌های جهانی و منابع محدود آمریکا، افغانستان به لحاظ اهمیت استراتژیک جهانی برای آمریکا، از اهمیت 1 و 2.5 درجه از  مقیاس 10 درجه برخوردار است.

*آمریکا درباره اهمیت استراتژیک افغانستان لفاظی می‌کند

کوردزمن تصریح کرد: کرزی و مردم افغانستان باید این واقعیت را بدانند که منافع راهبردی آمریکا در افغانستان به طور پیوسته کم اهمیت‌تر شده است. آنها باید بدانند که آمریکا به افغانستان نیازی ندارد و محرک‌های مالی و راهبردی محکمی دارد تا دور افغانستان را خط بکشد.

تحلیل‌های صورت گرفته توسط مرکز مطالعات بین‌الملل و استراتژیک نشان می‌دهد که آمریکا در افغانستان و عراق شکست خورد زیرا بیش از اندازه بر تروریسم متمرکز شد و دلایل گسترده‌تر خشونت و افراط گرایی را نادیده گرفت و نتوانست برای مواجهه با دلایل واقعی خشونت مدنی، تلاشهای نظامی و غیرنظامی بوجود آورد. این تحقیقات همچنین نشان داده است که آمریکا باید تغییرات اساسی در روش‌های رویارویی با مبارزه با تروریسم به وجود آورد، باید تغییراتی در زمینه کاهش دلایل نظامی و غیرنظامی بی ثباتی به وجود آورد و همچنین این مسئله را ارزیابی کند که چگونه می‌تواند در شرایطی که جلوگیری از جنگ داخلی غیرممکن است گزینه استفاده از زور را انتخاب کند.

این گزارش در پایان اینگونه نتیجه‌گیری کرد که تحقیقات صورت گرفته توسط مرکز مطالعات بین‌الملل و استراتژیک بر لزوم مشارکت واقعی آمریکا با دوستان و همپیمانان منطقه‌ای تأکید دارد و در عین حال خواستار تغییراتی در روش‌های وزارت دفاع، وزارت خارجه و سازمان توسعه بین الملل آمریکا (USAID) در مورد خطاب قرار دادن ماهیت بی ثباتی و خشونت در منطقه خاورمیانه و آفریقای شمالی شد و خواستار برنامه‌ها، بودجه‌ها و اقدامات موثر کاملا یکپارچه بین سازمانی شد.

متن کامل

۰۱ مرداد، ۱۳۹۲

مهمات عمل نکرده ناتو دردسر بزرگ برای مردم افغانستان

13920501000112_PhotoL

به گزارش خبرگزاری فارس، نهاد مین‌روبی سازمان ملل در تازه‌ترین گزارش خود اعلام کرد که مهمات عمل نکرده ناتو در افغانستان، سبب افزایش تلفات غیرنظامیان افغان شده است.

در این گزارش با نگرانی از انفجار مهمات برجای مانده از نظامیان ناتو در افغانستان تصریح شده است: از سال 2008 میلادی تاکنون 53 غیرنظامی که بیشتر آنان کودکان هستند بر اثر انفجار این مهمات کشته و یا زخمی شده‌اند.

 

13920501000078_PhotoL

13920501000112_PhotoL
به گزارش پایگاه خبری «طلوع‌نیوز» افغانستان، در همین حال سخنگوی آیساف ضمن تأیید موجودیت مهمات عمل نکرده در نزدیک پایگاه‌های نظامیان ناتو در افغانستان، اظهار داشت: ناتو مکلف است تا جلو این تهدیدها را بگیرد.پیش از این نیز بسیاری از نهادهای حقوق بشری در خصوص استفاده نظامیان ناتو از سلاح‌های حاوی اورانیوم ضعیف شده در افغانستان هشدار داده بودند.

13920501000079_PhotoL

13920501000096_PhotoL

حملات هوایی، تیراندازی به سوی غیرنظامیان، دستگیری‌های خودسرانه و حرکات جنون آمیز نظامیان ناتو در برابر کودکان چون حادثه «پنجوایی قندهار»، از دیگر تهدیدات حضور نظامیان خارجی در افغانستان است.

همچنین ترویج فرهنگ ابتذال، بی‌توجهی به سنت‌ها و فرهنگ مردم افغانستان و هتک حرمت مقدسات اسلامی توسط نظامیان خارجی در افغانستان از دیگر تبعات منفی اشغال افغانستان محسوب می‌شود.

متن کامل

۲۷ تیر، ۱۳۹۲

دولت آلمان جاسوسي اينترنتي ناتو در افغانستان را تاييد كرد

800px-NATO_flag.svg

روزنامه بيلد روز چهارشنبه با استناد به يك سند محرمانه ناتو در تاريخ يكم سپتامبر سال ۲۰۱۱، از انجام جاسوسي هاي اينترنتي در افغانستان خبر داد كه با نرم افزار جاسوسي اينترنتي آژانس امنيت ملي آمريكا (NSA) موسوم به PRISM اما در قالب نيروهاي ناتو مستقر در اين كشور انجام شده است.
به نوشته اين روزنامه آلماني،سند محرمانه ناتو حكايت از اين دارد كه به همه فرماندهان منطقه اي نيروهاي آيساف در مقر اصلي اين نيروها در افغانستان، اطلاعات و دستورات مشخصي براي كاركردن با اين برنامه جاسوسي ارائه شده است.
به گزارش اين روزنامه،در اين سند محرمانه به فرماندهان آيساف در افغانستان توضيح داده شده كه به چه ترتيبي نسبت به شنود مكالمات تلفني و كنترل ارتباطات اينترنتي با استفاده از نرم افزار PRISM اقدام كنند.
برپايه اطلاعات روزنامه بيلد، برنامه شنود اشاره شده در سند محرمانه ناتو، به صورت مستقيم زير نظر آژانس امنيت ملي آمريكا (NSA) عمل مي كند.
سخنگوي دولت آلمان روز چهارشنبه در نشست خبري با خبرنگاران با تاكيد بر اينكه اين دو برنامه جاسوسي به صورت كاملا متفاوت اجرا شده است،گفت:عمليات جاسوسي اينترنتي PRISM در افغانستان زير پوشش نيروهاي نظامي ناتو و آيساف در اين كشور انجام مي شود.
اشتفن زايبرت در عين حال با رد ادعاهاي مطرح شده در روزنامه بيلد خاطرنشان كرد: جاسوسي هاي اينترنتي و جمع آوري اطلاعات در افغانستان اقدامي محرمانه نبوده است .
وي همچنين تاكيد كرد كه دولت آلمان از واشنگتن خواسته است كه هرچه سريعتر اطلاعات بيشتري درمورد شنود و جمع آوري اطلاعات در اين كشور ارائه داده و به طور دقيق مشخص كند كه چه اطلاعاتي بدست آورده و در كدام تاسيسات و سفارت خانه هاي اروپايي شنود انجام داده است.
سخنگوي دولت آلمان خاطرنشان كرد: از آمريكايي ها خواسته ايم هر چه سريعتر با غير محرمانه اعلام كردن اسناد و اطلاعاتي كه غيرقابل انتشار اعلام شده، نسبت به اطلاع رساني درمورد آنها اقدام كنند.
در همين راستا،سرويس اطلاعاتي خارجي آلمان (BND )نيز امروز با صدور يك اعلاميه مطبوعاتي،اطلاعات منتشر شده در روزنامه بيلد را تكذيب كرد.
سرويس اطلاعاتي خارجي آلمان در اطلاعيه خود آمريكايي بودن برنامه جاسوسي در افغانستان را تكذيب و تاكيد كرده است كه برنامه جاسوسي ناتو - آيساف در اين كشور محرمانه نيست.
BND همچنين تاكيد كرده كه هيچ اطلاعاتي درمورد وسعت برنامه جاسوسي اينترنتي آمريكا (NSA) ندارد.

متن کامل

۱۵ فروردین، ۱۳۹۲

دولت افغانستان دست به دامان پیرزنان + عکس


دولت افغانستان پس از شکست های پیاپی در مقابله با مجاهدین و همچنین فرار هزاران سرباز از ارتش ، این بار تصمیم گرفته است تا پیر زنان را به استخدام ارتش دربیاورد تا با آموزش به آنها ، آنان را برای مقابله با شبه نظامیان (مجاهدین) آماده سازند تا پس از سال 2014 به مقابله با آنها بپردازند.
دولت افغانستان اعلام کرده که این پیرزنان را در چارچوب نیروهای ویژه به کار می گیرند.
این در حالی است که نیروهای ناتو با تمام تجهیزات و امکانات خود نتوانسته در مقابل مجاهدین امارت اسلامی افغانستان مقابله کنند،حال دولت حامد کرزای پس از شکست های پیاپی دست به دامان مشتی پیر زن شده است.
در تصاویر زیر یکی از اردوگاه های آموزشی پیرزنان داوطبی را میبینید که برای خدمت نظامی به این اردوگاه امده اند.























متن کامل

۲۴ بهمن، ۱۳۹۱

اختلاف علمای پاکستان و افغانستان بر سر نشست کابل




قرار است نشستی در اوایل ماه مارس در کابل برگزار شود که هدف آن از سوی دولت افغانستان راه برون رفت از بحران افغانستان اعلام شده است.
این نشست درحالی آماده برگزاری میشود که علمای پاکستان بر سر برگزاری این نشست با علمای افغانستان اختلاف دارند.
در نشستی که روز دوشنبه در اسلام آباد بین هیئت علمای افغانستان و علمای پاکستان برگزار شد،اختلافاتی مبنی بر اهداف نشست و شرکت طالبان در این نشست وجود داشت.
 در همین حال، روزنامه «امت» چاپ پاکستان امروز از اختلاف بین هیئت شورای سراسر علمای افغانستان و برخی از علمای پاکستان در خصوص برگزاری نشست کابل خبر داد.

این روزنامه به نقل از «حافظ طاهر اشرفی» رئیس هیئت مذاکره کننده علمای پاکستان گزارش داد که علمای افغانستان به تعهدات خود پایبند نبوده و سعی دارند نتیجه مذاکرات را تغییر داده و وانمود کنند که علمای پاکستان با نظرات آنان موافق هستند.آنها میخواهند نظرات و نتیجه اجلاس را به ما دیکته کنند.

وی با تأکید بر این که در نشست کابل باید نمایندگان طالبان نیز شرکت کنند، گفت: در صورتی که نمایندگان طالبان در نشست کابل حضور نداشته باشند، علمای پاکستان نیز در این نشست شرکت نخواهند کرد.
طالبان (امارت اسلامی افغانستان) ماه دسامبر سال 2012 به تمام علمای جهان اسلام اعلام نمود که در این اجلاس که برگزار کنندگان شان در واقع آمریکاییان میباشد شرکت نکنند.
قرار است برگزار کنندگان این اجلاس علما را متقاعد سازند تا بر علیه مجاهدان راه اسلام فتوا صادر کنند.که در قدم اول ناکام مانده اند و علمای پاکستان عدم شرکت خود را اعلام نمودند.
متن کامل

۱۷ دی، ۱۳۹۱

خبرتازه : رئیس شورا واعضای شورای ولسوالی بولدک تاکنون نیز درزیرآوار قراردارند


قاری یوسف احمدی : امروز حوالی ساعت ۱۲ ظهر ، ۲ تن ازمجاهدین فدایی امارت اسلامی که مجهز باسلاح های سبک وسنگین بودند  دردفتر شورای محلی ولسوالی بولدک براعضای شورای مذکور حمله نموده اند.

گذارش های رسیده حاکی است ، هردو حمله کننده فدایی ابتدا نگهبانان تعمیر شورای محلی را بضرب گلوله کشتند وسپس درتعمیر شورای مذکور داخل گردیده وبراعضای مجلس فیر های پراکنده آغاز نمودند ودرین حال یک فدایی بنام جانان مشهوربه فدایی واسکت مملو ازمواد انفجاری خویش را درمیان آنها انفجار داد وبعد از۱۰ دقیقه فدایی دوم بنام محمد ابراهیم ازباشندگان ولایت قندهار واسکت مملو ازمواد انفجاری خویش را نیز درمحل اعضای مجلس انفجارداد.

دراین حمله موفقانه تعمیر شورای محلی سرنگون گردیده وبشمول رئیس شورا ۵۰ تن ازاعضای مجلس درزیرآوار گردیده اند .
گفته میشود که تاحال ۱۳ جسد  و۱۷ تن زخمی ازخاک توسط بلدوزربیرون کشیده اند .

متن کامل

مهمترین رویدادهای هفتهء گذشته (شنبه ۱۶ صفر تا جمعه ۲۲ صفر)


نویسنده : خالد غزنوی

هفتهء سوم ماه صفر سال ۱۳۴۳هـ شاهد رویدادهای مهم ذیل بود:

روز یکشنبه مورخه ۱۷ صفر نیروهای اشغالگر اعلان کردند که جسد عسکر جرجیایی که در هفتهء گذشته مفقود گردیده بود پیدا شد. این عسکر به روز پنجشنبه مورخه ۷ صفر در ولسوالی موسی قلعهء ولایت هلمند مفقود گردیده بود.

در همین روز سخنگوی وزارت دفاع ادارهء دست نشاندهء کابل اعلان کرد که حد اقل ۱۰۵۰ تن از افسران عساکر اردوی مزدور در جریان سال ۲۰۱۲ میلادی کشته شده اند. این سخنگو در بارهء زخمیان اردو که تعداد شان به هزاران میرسد معلومات نداد. گفتنی است که آمار حقیقی کشته شدگان اردوی مرتزقه به مراتب بیشتر از آنست که به آن اعتراف صورت گرفته است. چندی قبل وزارت دفاع ادارهء اجیر توسط بعضی به اصطلاح متخصصین نظامی مشوره داده شده بود که جهت بلند بردن مورال شکستهء عساکر خود تعداد حقیقی تلفات وخسارات خودرا پنهان کند.

روز دوشنبه موافق با ۱۸ صفر نیروهای اشغالگر آیساف اعلان کردند که در جریان سال گذشته حد اقل ۶۱ تن از عساکر وافسران اشغالگر آنان توسط ۴۵ حملهء موسوم به داخلی کشته شده اند. حملات موسوم به داخلی زخم ناسوری برای اشغالگران ومزدوران داخلی آنان گردیده است که تا کنون با وجود مصرف ملیون ها دالر علاجی برای آن دریافت نگردیده است.

در همین روز نیروهای اشغالگر بعد از اعتراف به کشته شدن ۴۰۵ تن از عساکر وافسران شان در جریان سال گفتند که این تلفات نسبت به سال گذشته ۳۸ در صد کمتر می باشد. اگرچه تعداد اعتراف شده به مراتب کمتر از آمار حقیقی است اما کم شدن نسبی آن چنانچه اشغالگران به آن معتقد اند دلیل پیروزی آنان نبوده بلکه فرار بیشتر از ۵۰ هزار عسکر خارجی وترک کردن بیشتر از صد پایگاه در ولایات مختلف کشور باعث کمی این تلفات شده است.

روز دوشنبه شاهد به آتش زدن کاروان اکمالاتی دشمن در ولایت ننگرهار نیز بود. بر اساس خبرهای رسیده حد اقل ۱۱ تانکر که مواد نفتی دشمن را انتقال میدادند در داخل شهر جلال آباد به آتش کشیده شدند. خسارات اشغالگران خارجی بخصوص آتش زدن کاروان های اکمالاتی آنان در این اواخر افزایش یافته است وبه همین سبب مصارف اضافی این اکمالات سالانه به ملیون ها دالر رسیده است.

در همین روز دو عسکر با احساس وموجود در صف اردو در ولسوالی کرخ ولایت هرات اشغالگران خارجی را مورد هدف قرار داده وچهار تن از آنان را به هلاکت رسانیده اند. خبر می افزاید که در این رویداد دو تانک دشمن نیز کاملا منهدم گردیده است.

روز سه شنبه مورخهء ۱۹ صفر شبکه بی بی سی طی یک راپور ویژه خود خبر داد که بیشتر از ۴۰ در صد دپلوماتان ادارهء مزدور کابل بشمول سفیران در کشورهای خارجی پناهنده میشوند.

سلسلهء فرار مامورین این اداره از چندین سال به اینسو ادامه دارد وسالانه صدها تن از افراد بلند رتبهء آن بعد از سفرهای رسمی به خارج از بازگشت به کشور ابا می ورزند. در این راپور میاید که بیشتر کسانیکه به خارج فرار میکنند کسانی هستند که با استفاده از سفارش ورشوت در سفارت ها تعیین میگردند وپس از تکمیل میعاد خدمت شان حاضر بر برگشت به کشور نمی شوند. باید گفت که شماری از نمایندگان پارلمان قلابی نیز در جمله این فرار کنندگان هستند.

قابل یاد آوریست که افراد موجود در حکومت دست نشانده بخصوص دپلوماتان آنان همیشه شعار خدمت وبازسازی کشور را سر داده وبه این بهانه ملیون ها دالر را حیف ومیل کردند وبالاخره بعد از قطع شدن سلسله دالرها فرار از وطن را بر بازسازی وخدمت آن ترجیح دادند.

روز پنجشنبه مورخه ۲۱ صفر دولت بوسنیا در یک اعلان غیر مترقبه از ارسال بیست وشش تن از عساکر خود به افغانستان خبر داد. سخنگوی اردوی بوسنیا هرزگوینا به خبرگزاری فرانس پریس گفت: این تعداد از پولیس نظامی این کشور برای ده ماه در افغانستان مستقر خواهند شد و با نیرو های آیساف در قندهار کار خواهند کرد.

کشور بوسنیا در این اواخر برای بدست آوردن عضویت سازمان ناتو تلاش دارد وبه همین منظور یک تعداد از فرزندان خودرا قربانی این هدف میکند. قابل یاد آوریست که کشور ترکیه نیز برای بدست آوردن عضویت اتحادیهء اروپا از سالها بدینسو قربانی های بیشماری را تقدیم کرده است اما کشورهای عضو این اتحادیه به دلیل اینکه این کشور "اسلامی" است با شامل شدن آن در اتحادیهء اروپا شدیدا مخالفت کرده اند.

از یکسو بوسنیا شوق ارسال عساکر خود به افغانستان را کرده است واز سوی دیگر جنرال الن قوماندان عمومی نیروهای اشغالگر امریکایی توان بقا در این کشور را از دست داده وبه روز پنجشنبه مورخه ۲۱ صفر اعلان کرد که او ماه آینده مسئولیت خود در افغانستان را ترک میکند. جنرال الن در ماه نومبر به جرم ارتباط نا مشروع با یک زن خبرنگار از وظیفه اش برکنار شد اما بعدا بر کناری او توسط قصر سیاه به تعویق افتاد. قبل از این نیز تعدادی از جنرالان وافسران بلند رتبهء امریکایی به جرم ارتباط نا مشروع مجبور به استعفا شده اند.

متن کامل

۰۵ دی، ۱۳۹۱

متن موقف ارائه شده امارت اسلامی در کنفرانس تحقیقاتی فرانسه

متن موقف (نظریه) ارائه شده از طرف اعضای دفتر سیاسی امارت اسلامی افغانستان ( مولوی شهاب الدین دلاور و دکتور محمد نعیم )  در تاریخ۲۰ – ۲۱ / ۱۲ / ۲۰۱۲م   در کنفرانس تحقیقاتی دایر شده در شهر شانتی ای (Chantilly)  فرانسه .

بسم الله الرحمن الرحیم - الحمد لله رب العالمین, والصلاه والسلام على أشرف الأنبیاء والمرسلین على آله و أصحابه أجمعین .

پیش از هر چیز از مرکز تحقیقات استراتیژیک و از شخص کامیل گراند رئیس این موسسه تشکر می کنیم که برای آرامی و امنیت ملت افغان احساس بشر دوستانه می کند و در این مورد گام های عملی برداشته است ، خصوصا  اینکه فرصت را برای امارت اسلامی اسلامی نیز مساعد نموده است که نظر خویش را ابراز کند ، همچنین از تمام جهت هایی که در این مورد تلاش کرده اند تشکر می نماییم .


توازن قدرت سیاسی در حکومت آینده افغانستان
امارت اسلامی افغانستان در حکومت اسلامی آینده ، برای توازن قدرت و یا برای اشتراک تمام جهت های افغانی ، تدوین قانون اساسی را با مواصفات ذیل ضروری می داند .

۱ - ابتدا تدوین قانون اساسی 
در جهان امروزی ، هر قدرت و نظام حکومتی برای تنظیم و بهبود امور داخلی و خارجی خود ، به یک قانون کامل و واضح ضرورت دارد تا راه برای زندگی مترقی و خوشحال مردم هموار گردد و هر کس وظیفه خویش را در چوکات قانون بخوبی بداند . قانون اساسی برای هر کشور یک ضرورت مبرم می باشد ، زیراکه  بدون آن ، امور ترقی کشور و ملت ، با مشکلات و بد نظمی هایی زیادی مواجه می گردد .

حقوق سیاسی ، مدنی و شخصی هر شهروند افغانستان باید از راه قانون اساسی تنظیم شود ، قانون اساسی باید بدون تعصب و تبعیض به تمام اقوام برادر افغان، حقوق عادلانه بدهد  و چگونگی ارتباط ملت و حکومت را روشن سازد . توازن قوای سه گانه حکومت را باید واضح نموده و روش حکومت داری ، تشکیلات و قدرت را مشخص نماید . در مجموع باید در مورد سیاست  داخلی و خارجی افغانستان ، تایید ملت افغان و جهانیان را به دست بیاورد .

به همین خاطر امارت اسلامی برای پیشرفت کشور عزیز و ملت غیور خویش ، و جهت زندگی مرفه مردم خود ، چنان قانون اساسی را لازم می داند که بر اصول دین مبارک اسلام ، منافع ملی ، افتخارات تاریخی و عدالت اجتماعی مبنی بوده و ضامن کرامت انسانی ، ارزش های ملی و حقوق انسانی باشد و تمامیت ارضی کشور و تمام حقوق هموطنان در آن مضمون باشد و چنان ماده و یا بندی نیز در آن نباشد که بر خلاف اصول اسلامی ، منافع ملی و ضد عنعنات افغانی باشد . با برکت این قانون اساسی ، زمینه برای توازن قدرت سیاسی در حکومت آینده و اشتراک تمام جهت های افغانی مساعد خواهد شد .

ما با صراحت می گوییم که مسوده قانون اساسی در فضای حریت  و آزادی ، توسط دانشمندان افغان نوشته خواهد شد و سپس برای تایید به ملت تقدیم می گردد . قانون اساسی موجوده افغانستان به این خاطر قابل اعتبار نیست که در سایه طیاره های " بی ۵۲ " امریکایی آماده شده است .

۲- انتخابات ۲۰۱۴
به نظر ما انتخابات سال ۲۰۱۴ پروسۀ مفیدی برای حل کشمکش جاری افغانستان نیست زیراکه پلان این انتخابات در جریان اشغال صورت گرفته است و در دوام اشغال نیز عملی می گردد پس نتیجه آن از انتخابات گذشته نیز بهتر نخواهد بود . همه دیدند که انتخابات سال های ۲۰۰۴ و ۲۰۰۹ مصایب افغان ها را کم نه ، بلکه بیشتر نمود ، انتخابات به نام ولسی جرگه دو مرتبه صورت گرفت اما بجای اینکه مشکلات ملت حل شود حالات بیش از پیش خراب گردید و این به این خاطر بود که قوانین انتخابات ، اداره و مامورین آن ، همه بر مدار خواهشان بیگانگان می کشتند ، به خواسته ها و ضرورت های مردم و ملت هیچ توجهی صورت نگرفت، انتخابات های مذکور نه اینکه مسئله افغانستان را حل نکرد، بلکه حامیان غربی اداره اجیر را با شرمندگی وصف ناپذیری مواجه ساخت . در انتخابات های گذشته تقلب های زیادی صورت گرفت، صندوق های رای ناپدید شدند ، مراسم سوگند شکار هرج و مرج شد ، افتتاحیه ولسی جرگه چندین ماه عقب افتاد .


۳ - امارت اسلامی
امارت اسلامی یک حقیقت مسلم روی زمین است ، یک نظام بر حال در کشور است ، تمام تشکیلات حکومتی را دار است  و در بسیاری از بخش ها ، دست آورد های قابل توجه داشته است . در بسیاری از بخش ها و مناطق کشور ، مردم به محاکم امارت اسلامی مراجعه می کنند . فعالیت سیاسی امارت اسلامی  بصورت دفتر سیاسی ، به تمام جهان معلوم است که این مثال بزرگی از موجودیت ما  در اینجا است . امور تعلیمی نیز در بسیاری از مناطق به کمک امارت اسلامی بخوبی جریان دارد .

بیش از ۴۰ کشور، با اشاره و تشویق امریکا، خاک ما را اشغال کردند، امارت اسلامی بیش از ۱۱ سال است که در مقابل اشغال ، به جهاد مقدس و مقاومت خویش ادامه می دهد و در راه دفاع از آزادی کشور ، دین و ناموس ، قربانی های قابل توجهی داده است ، امارت پیش از اشغال، در بیش از ۹۵% خاک کشور امنیت را تامین نموده بود ، سلاح ها را جمع نموده و به مواد مخدر نیز نقطه پایان گذاشته بود ، حدود و مرزهای کشور عزیز را نیز حفاظت کرده بود و برای ملت در زیر سایه امنیت ، زمینه تعلیم ، کار و بازارآزاد را  فراهم ساخته بود  بلکه ما با اطمینان می توانیم بگوییم که امارت اسلامی در مدت اقتدار سابق خویش ، کارهایی را انجام داد که تمام جهان غرب با تمام توان اقتصادی و نظامی خود از انجام دادن آن ناتوان و عاجز است .

در پیغام های امیر المومنین ملا محمد عمر مجاهد حفظه الله بارها تاکید شده است که ما  در فکر انحصار قدرت نیستیم ، ما  در کشور عزیزمان حکومت افغان شمول می خواهییم ؛ ایشان از مخالفین سیاسی خویش بکرات در خاتمه دادن به اشغال کمک خواسته بود و اینکه ایشان مخالفین سیاسی خویش را با نگاه قدر می نگرد و بر اصل افهام و تفهیم تاکید می کند و در راه دفاع از ناموس و وطن ، از آنان کمک می خواهد ، این از نیت خوب و بصیرت سیاسی ایشان حکایت دارد .

۲- استقلال افغانستان
الله تبارک و تعالی انسان را آزاد پیدا کرده است ، استقلال بخشی از فطرت انسان است لذا هیچ گروه انسانی نمی تواند که بدون استقلال ، در بخش اقتصاد ، سیاست ، علم و فرهنگ به نفع ملت خویش گام بردارد و یا اینکه بر منابع خود ، استعداد ها و حتی بر ثمرات کار خود اختیار داشته باشد ؛ محبت با استقلال ، بصورت طبعی در رگ و پی افغان ها شامل است ، تاریخ به ما می گوید که افغان ها در راه به دست آوردن استقلال ، سرها و دارایی های ارزشمند خویش را قربان نموده اند . معرکه هایی که در طول دهه های گذشته صورت گرفته است ، همه آنها بخاطر استقلال بوده است ، در مسیر به دست آوردن این هدف ، نه طاقت مالی ، سیاسی و نظامی کسی ما را ترسانده  و نه هم تهی دستی ، بیکسی و شرایط سخت ما را از این راه منصرف ساخته است .
اگر ما بخواهیم که  برای وقار کشور بار دیگر راه را باز گشایی نماییم لازم است که استقلال افغانستان باید اعاده شود ، به اشغال نقطه پایان گذاشته شود ، تا افغان ها بتوانند که در تمام شعبه های زندگی ، به نفع ملت خویش ، فیصله های قدرت مند و ملت پرور بکنند .
این هم حقیقت است که هر کشور و جامعه ، پس از به دست آوردن استقلال ، به امنیت داخلی و حفاظت سرحدات نیاز دارد  و این نیاز را  اردو و پولیس وفا دار به دین و ملت بر آورده کرده می تواند پس لازمی است که پیش از هر چیز پولیس و اردوی ما بر مبنای روحیه ملی و اصول دینی تربیت شوند ، از تعصبات لسانی ، سمتی و زبانی پاک شوند ، هدف شان فقط حفاظت از استقلال  و خدمت به مردم باشد و اگر اینطور نباشد این چنین اردو و پولیس نمی توانند که اهداف ملی و اسلامی را حفاظت کنند و نه هم به آن اردو و پولیس ملی اطلاق شده  می تواند ؛ این اردو بجای خدمت به مردم ، بر ضد کشور و مردم استعمال خواهد شد به همین خاطر ، به همان اندازه که ضرورت به اردوی افغانستان است به همین قدر نیاز به اصلاح و تربیت سالم آن می باشد .
افغانستان از لحاظ اقتصادی  یک کشور عقب مانده است و در دراز مدت ، توان نگهداری از اردوی با معاش بالا را ندارد آن هم وقتی که مصارف آن چند برابر بیشتر از عواید داخلی ما باشد ، زیرا در این صورت حکومت مجبور می شود که به مطالبات مشروط و احیانا غیر معقول کشور های قرض دهنده گردن نهد که در این صورت تمام ملت در زیر بار سود در خواهد آمد و در آخر کشور با هرج و مرج اقتصادی روبرو خواهد شد پس بهتر این است که تمام افغان ها وجیبه حفاظت از کشور را بعهده بگیرند .
در این شکی نیست که در دنیای امروزی ، بدون یک نظام قوی دفاعی ، هیچ کشوری احساس امنیت و آرامش نخواهد کرد ، همیشه زیر سایه خطر دیگران شب و روزهایش را سپری خواهد کرد، به همین خاطر افغانستان باید پس از استقلال ، در کنار قدرت زمینی ، دارای قدرت هوایی قوی باشد تا کشور و مردم ما مطمئن شوند .
باز هم باید بگوییم که استقلال شرط اساسی کشور است زیراکه در صورت اشغال، تمام این قوت ها بر خلاف ملت و برای اهداف و منافع بیگانگان استعمال خواهند شد ، در طول دهه های گذشته ما دیدیم که اردوی تاسیس شده بر مبنای سیاسی ، همیشه بجای اشغالگران خارجی بر علیه ملت خویش بکار رفته و در مقابل مردم ایستاده است  و سبب بسیاری از رنج ها و مصیبت ها شده است .

برای صلح دایمی یک کشور، در کنار یک اردوی قوی ، ارتباط خوب با دیگر کشورها بخصوص با کشورهای همسایه ، لازمی است ، در این شکی نیست که مشکلات یک کشور بر کشور همسایه اثر انداز خواهد شد ، همچنین کشور های همسایه  در صورت پیشرفت و رفاه ، بر یکدیگر تاثیر دارند ، افغانستان نیز از این قاعده مستثنی نیست ، اما قبل از هر چیز ، برای هر کشوری منافع ملی و خواست ملت آن کشور مهم است ،برای ما نیز منافع ملی و خواسته های ملت ما ، در اولویت قرار دارد ، باید در پرتو همین منافع ملی و خواست مردم ، افغانستان با تمام کشورهای همسایه در چوکات احترام متقابل ، روابط خوب داشته باشد ، در تمام بخش ها ، مانند اقتصاد ، علم ، هنر و در دیگر بخش های اجتماعی ، بر مبنای در نظر داشت اصول اسلامی و منافع ملی  ، با آنان همکاری کند .


۳- صلح دایمی در افغانستان چگونه بر قرار می شود

آغاز امارت اسلامی برای آرامش مردم بود

صلح و آرامش ، یک خواست طبیعی برای تمام مخلوقات الله جل جلاله است ، خصوصات انسان که بیش از همه به صلح و آرامش نیاز دارد . امروزه انسان پیشرفت کرده است ، برای کشتن و نابود کردن از سلاح های سبک گرفته تا سلاح های کیمیاوی و ذروی در اختیار دارد ، به همین خاطر است که حال بیش از هر وقت دیگری به صلح و آرامش نیاز دارد و باید برای صلح کار کند .

امارت اسلامی برای برقراری صلح و آرامش که هدف همگانی  می باشد ، قربانی های بی دریغی داده است بلکه قیام امارت اسلامی برای صلح و امنیت بود . همه جهان می داند که قبل از امارت اسلامی ، ملت افغان با مشکلات بسیار کلانی دست و گریبان بودند ، هرج و مرج و بی امنیتی به بالا ترین سطح خود رسیده بود ؛ نه جان های مردم محفوظ بود ، و نه هم مال های شان ... کشور عملا در شرف تجزیه قرار داشت، به همین خاطر رهبران امارت اسلامی با نصرت الله جل جلاله و به یاری ملت خویش همه این مشکلات را پس از دادن قربانی های فراوان عملا چنان به پایان رسانید که کسی تصور آن را هم نمی تواند بکند ، و آن فضای هرج و مرج و نا امنی را به امنیت و آرامش مبدل کرد .


گرفتن صلح و آرامش از ملت افغان به بهانه واقعه سپتامبر
امارت اسلامی در ۹۵% از خاک کشور صلح و امنیت را تامین کرده بود،و این نشانده درک آن مسئولیتی است که امارت اسلامی در مورد جهان ، منطقه و خصوصا در مورد ملت خویش داشته و دارد  اما متاسفانه اشغالگران ملت افغان را از این نعمت بزرگ محروم کردند و اینک  در این ۱۱ سال گذشته ، در طی جنگ و درگیری ها ، نا امنی و بی ثباتی را برای ملت افغان به ارمغان آوردند ، بی عدالتی و فساد را رایج کردند، بازار کشت و خون را گرم ساختند ، حمام های خون براه انداختند ، زندان ها را از افغان ها پر کردند، زنان ، اطفال ، موی سفیدان و جوانان را در قریه ها و خانه های شان مورد آزار و اذیت قرار دادند خصوصا زندگی زنان را که حقوق شان مهم تر و در اولویت قرار دارد با خطرات و آسیب ها مواجه ساختند ، تخم دشمنی و اختلاف را میان افغانستان و همسایه ها کاشتند .


بعضی از نتایج این اشغال نا مشروع و صلح ستیز را بصورت ذیل می توانیم باز گو کنیم 
۱- فضای صلح را در افغانستان مکدر و خراب کردند .
۲- یک اداره فاسد و ملوث با مخدر را بر ملت افغان تحمیل کردند .
۳-  ملت متحد افغان و کشور عزیز ما را ، بر اساس تعصبات سمتی ، قومی و مذهبی در شرف تجزیه قرار دادند .
۴- مواد مخدر را رشد دادند در حالی که امارت اسلامی به این مشکل نقطه پایان گذاشته بود .
۵- تعدادی از حقوق بشر را زیر پا نهادند که مهم تر از همه زندگی زنان و سرنوشت آنان است . طبق تحقیقات معتبر ، سالانه هزاران زن قربانی زور و تعرض قرار میگیرند  حتی که صدها تن در این جریان جان های شان را نیز از دست می دهند .


اشغالگران و متحدین شان موقف واضحی در مورد صلح ندارند
اشغالگران و اداره اجیر کابل ، تمایلی به صلح ندارند و نه هم به اصول و اهداف صلح متعهد اند ؛  اگر اشغالگران واقعا باوری به صلح داشتند پس باید در همان اول به پیشنهادات معقول امارت اسلامی گوش فرا می دادند ، قبل از بکار گیری زور یک بار باید صلح را نیز می آزمودند ، اگر نتیجه نمی داد پس آن وقت جنگ می توانست اختیار دوم شان باشد اما آنان ابتدا بر جنگ پا فشاری کردند .

حال نیز اشغالگران یک چیز می گویند و در عمل چیز دیگری را انجام می دهند ، از یک طرف می گویند که باید صلح شود و از طرف دیگر افراد جدیدی را در لیست سیاه شان می افزایند ، از یک طرف فریاد می زنند که ما از افغانستان خارج می شویم و از طرف دیگر در تحت نام پیمان استراتیژیک ، تلاش های ناکامی را برای طولانی نمودن اشغال شان انجام می دهند ، این درحالی است که آنان بیش از هر کس دیگری بخوبی می دانند که اداره کابل به هیچ وجه از ملت افغان نمایندگی کرده نمی تواند اما باز هم بر سرنوشت ملت افغان با این اداره معامله می کنند .

اداره کابل ، یک اداره بی صلاحیت و بی اختیار است ، به همین خاطر است که افغان ها در مقابل دید آنان و توسط خود آنان در خاک شان در زندان افگنده میشوند ، در موجودیت آنان و بکمک آنان ، اشغالگران بر خلاف تمام قوانین و عرف و عنعنات ، در تاریکی شب بر خانه های افغان ها با بی باکی و بی پروایی تمام ، یورش می بردند ؛ اطفال ، موی سفیدان بلکه حتی زنان در خواب شیرین ، با بی رحمی و قساوت از طرف آنا بشهادت رسانده می شوند اما آنان در مقابل این جنایت ها هیچ چیزی کرده نمی توانند .

اداره کابل نیز به علت بعضی از اقدامات، متعهد به صلح معلوم نمی شود به همین خاطر است که کدام برنامه و موقف واضح برای صلح ندارد ، از یک طرف می گویند که ما صلح می خواهیم و از طرف دیگر هر روز ده ها مجاهد از طرف آنان بشهادت رسانده می شوند و یا هم اینکه در زندان ها انداخته شده و یا از وطن و خانه های شان مجبور به هجرت می شوند ؛ از یک طرف فریاد صلح را سر می دهند و از طرف دیگر بر خلاف تمام قوانین مجاهدین زندانی را با بی انصافی و ظلم اعدام می کنند .
گاهی می گویند که ما با امارت اسلامی گفتگو می کنیم و باز می گویند که ما با پاکستان صلح می کنیم ! اینگونه یک موقف مبهم به هیچ وجه در راه صلح مفید واقع نخواهد شد .

در حقیقت آنان به نام صلح از مجاهدین می خواهند که تسلیم شوند ، سلاح را بگذارند ، قانون ترتیب داده شده در سایه اشغال را قبول کنند و بیایند حکومت آنان را بپذیرند .  ما هیچ چیز به شما نمی گوییم ! آیا این صلح است ؟ آیا آنها نمی دانند که ملت مجاهد افغان  در طی ۱۱ سال گذشته این قربانی های بی دریغ را برای تسلیم شدن به اشغالگران داده است ؟ برای این که کسی بیاید و تضمین سر آنان را بکند ؟ .. از این معلوم می شود که آنان برای صلح واقعی اخلاص و موقف واضح ندارند .


تبلیغات مغرضانه بر علیه صلح
یکی از عوامل تخریب صلح هم همان تلاش های است که بوسیله تبلیغات زهر آگین ، برای دگر گون نشان دادن واقعیت ها در کشور جریان دارد ، بر علیه جهاد جاری در کشور تبلیغات گوناگونی صورت می گیرد ، گاهی به کشور های همسایه نسبت داده می شود ، گاهی هم آن را بر ضد علم و پیشرفت قرار می دهند و بعضا نیز آن را متهم به قتل افراد ملکی می کنند در حالی که برای اثبات آن یک سند ضعیف هم ندارند ، فقط اتهام هایی که صدها بار تکرار شده است همان را بار دیگر تکرار می کنند . این تبلیغات ناروا در افغانستان  جنگ را بیش از پیش طولانی کرده و امکانات صلح را از بین می برد .

همه می دانند که اعضا و افراد امارت اسلامی افغانستان ، نه اینکه بخاطر موقف اسلامی و ملی شان در زندان های داخل کشور شکنجه شده و بشهادت رسیده اند بلکه خارج از وطن  و در کشور های دیگر نیز همین قربانی ها را در زندان ها داده اند ، پس آیا کسانی که صاحبان چنین موقف و اراده ای باشند ، غلام دیگران بوده می توانند ؟

رهبر امارت اسلامی جناب عالیقدر امیر المومنین حفظه الله  در پیغامات عید ، هدایات واضح و جدی به مجاهدین در مورد تخریب نکردن مکاتب ، حفاظت از جان و مال مردم و ممنوعیت انفجار در مکان های مزدحم را صادر نموده بودند که در مطبوعات نیز بنشر رسیده است و مجاهدین امارت اسلامی نیز عملا آن را اجرا می کنند ، اما ما می بینیم که بعضی از حلقات استخباراتی دست به بعضی واقعات می زنند ، پل ها را انفجار می دهند ، بر شاگردان مکتب تیزآب می پاشند ،  موتران ملکی را توسط ماین های کنار جاده انفجار می دهند ... اداره اجیر کابل هیچ گاه ، هدایات امیر امارت اسلامی و موقف ایشان را در نظر نگرفته بلکه با چشمان بسته این واقعات را بعنوان مواد خام برای تبلیغات زهر آگین خود استعمال کرده و می کند و همچنین آن نتایجی را هم اعلان نمی کند که در نتیجه تحقیقات ثابت می شوند که این کار مجاهدین امارت اسلامی نبوده بلکه کار حلقات استخباراتی بوده است ، آنان یا اینکه جرئت گفتن حقایق را در وجود شان نمی بینند و یا اینکه منافع شان را مخفی نمودن حقایق می بینند .

اداره کابل و متحدین آن باید بدانند، تاکتیک ها و حربه هایی که در طول ده سال گذشته صلح و آرامش را برای مردم نیاورده بلکه مردم را در شعله های آتش سوزاند ، حق شان با پایمال کرد ، به دوام اشغال کمک نمود ، این حربه ها حال نیز صلح و آرامش را آورده نمی توانند .


صلح واقعی چگونه آمده می تواند ؟
در اصل مسئله و معضل افغانستان دو بُعد دارد که یکی خارجی و بُعد دیگری بُعد داخلی مسئله است ، بُعد خارجی مربوط به خارجی ها است و بُعد داخلی نیز به افغان ها ربط دارد که چگونه میان آنان اتفاق و اتحاد آمده می تواند تا مطابق خواست مردم ، یک چنان نظام اسلامی مستقل ایجاد شود که ضامن انصاف ، ثبات ، پیشرفت ، بهبود اقتصادی و اتحاد کشور و مردم باشد ، اشک یتیمان را پاک نموده و بر زخم های مردم مرهم بنهد .

امارت اسلامی در حالی که در عقب تمام تلاش ها برای نظام اسلامی و تحکیم صلح و اقعی مبارزه می کند ، به آن بعنوان یک ضرورت مبرم برای زندگی بشری می نگرد و در این مورد نکات ذیل را ابراز می دارد.

۱- برای صلح واقعی باید به خواسته های مردم گردن نهاده شود ، در قدم اول باید به اشغال کشور پایان داده شود ، چیزی که خواست تمام ملت است زیراکه همین اشغال مادر تمام مشکلات در کشور است ، اشغالگران و متحدین شان باید بپذیرند که هیچ قدرت جهان نمی تواند که قدرت ملی و مردمی را از بین ببرد و نه هم مشکلات با توجیح پیمان های بی مسئولیت از بین برده می شود .

2- اسلام دین ملت ما و ضامن پیشرفت اقتصادی کشور ، عدالت اجتماعی و اتحاد ملی ما است ؛ بغیر از نظام اسلامی مستقل ، هیچ نظام دیگری نمی تواند که مشکلات را حل کند ، زیراکه ملت مسلمان افغان بغیر از نظام مستقل اسلامی ، هیچ نظام دیگری را قبول نمی کند و قربانی های سی سال گذشته را نیز برای به دست آوردن همین هدف داده و تا حال نیز قربانی می دهد .

۳- برای صلح نیاز به صداقت و نیت سالم است ، باید بجای منافع شخصی ، مصلحت عمومی و منافع ملی مقدم شمرده شوند ، در حقیقت با وجود این صفات می تواند که صلح در کشور محقق شود و نه از راه خدعه و حربه .
ما می بینیم که هر گاه امارت اسلامی در راه صلح قدم بر می دارد ، از سوی اداره کابل با آن برخورد تاکتیکی صورت می گیرد و چنان اقداماتی صورت می گیرد که هم پروسه صلح را ناکام کند و هم بگمان آنان بر ضد صلح محسوب نشود ؛ مانند گشایش دفتر از سوی امارت اسلامی در قطر برای گفتگوهای صلح که در آن وقت اداره اجیر کابل با اشاره و شیطنت دولت امریکا ، سفیر خود را از قطر بغرض تخریب تلاش های صلح فرا خواند .

۴-  رهبر امارت اسلامی جناب عالیقدر امیر المومنین حفظه الله در پیغام عید گذشته با الفاظ واضح فرموده بودند که در جهت تلاش های سیاسی ، بعنوان دفتر سیاسی یگانه چینل و راه ارتباط داریم و آن را نیز به همه اعلان کرده ایم ؛ اما باز هم اداره کابل به نام صلح در حقیقت برای درهم برهم کردن تلاش های صلح ، با چنان اشخاصی تماس میگیرد که امارت اسلامی  آنان را برای صلح مامور نساخته است و سپس بطور ناروا اتهام ناکام نمودن تلاش های صلح را به امارت اسلامی وارد می کند . صلح بازی شطرنج نیست که هر طرف در کمین طرف دیگر نشسته باشد ، بلکه صلح یک مسئولیت مشترک و راهی برای رسیدن حق دار به حق خویش است؛ باید با همین نگاه به صلح نگریسته شود و برای این هدف زمینه سازی صورت گیرد .

۵- امارت اسلامی از تمام گروه های مدنی که برای خدمت به ملت افغان کمر بسته و در پرتو اصول اسلامی متعهد به افغانیت و کرامت انسانی اند ، استقبال می کند .

۶- موقف امارت اسلامی در مورد نقش زنان و حقوق شان واضح است ، امارت اسلامی خود را به تمام آن حقوقی که دین مبارک اسلام به زنان در تمام بخش های زندگی داده است متعهد می داند ،   زن در اسلام حق انتخاب همسر را دارد ، حق میراث دارد ، حق علم و کار را دارد ؛ امارت اسلامی این حقوق زنان را بطوری رعایت کرده است که نه حقوق جایز زنان زیر پا نهاده شود و نه هم در تحت نام تعلیم و کار ، کرامت و ارزش انسانی با خطر مواجه شود .

۷- طبق اصول گفتگو و صلح ، چنان عناصری در پروسه صلح بکار گرفته شوند که آنان به تقدس صلح باور داشته و در کشور به نام مخلص و مصلح شهرت داشته باشند . افغان ها به صلح بعنوان یک ضرورت اساسی می نگرند ، نه بعنوان یک دستور فرمایشی از طرف اشغالگران !

۸- برای گفتگو های صلح ، عملا باید بجای جنگ به گفتگو ترجیح داده شود ، اما فی الحال اداره اجیر کابل و دوستان خارجی شان به این نظرند که باید بالای مجاهدین فشار وارد شود تا آنکه طبق خواسته و میل آنان به صلح گردن فرا نهند ؛ و این یقینا مشکلات را در مقابل صلح بیشتر می کند .

۹- تا وقتی که مجاهدین در زندان ها باشند و در آنجا شب و روز شان را در زیر شکنجه سپری کنند ، صلح ممکن معلوم نمی شود .

۱۰- امارت اسلامی با تمام جهان از روی تعاون دو جانبه و احترام متقابل می خواهد تعامل داشته باشد .نه پیش از این به کسی ضرر رسانده است و نه هم حالا  و نه هم در آینده می خواهد به کسی ضرر برساند و نه هم به کسی اجازه می دهد که از خاک افغان ها بر علیه کسی کار بگیرد.

در آخر چند در خواست از جامعه جهانی برای محقق شدن صلح
۱-  تمام منصفین جهان ، خواه هموطنان ما باشند و یا جهانیان ، گروه ها و یا سازمان ها ، بخصوص اتحادیه جهانی علمای اسلام ، کنفرانس اسلامی ، حکومت ها و ملت های اسلامی باید با ملت  مظلوم افغان در خاتمه اشغال افغانستان کمک همه جانبه بکنند ، تا این مشکل بزرگ از بین برده شود و راه برای تفاهم بین الافغانی هموار گردد.

بخصوص ما از کشور های عضو سازمان ملل متحد می خواهیم که در کنار ملت مظلوم افغانستان آنگونه ایستاد شوند همچنانکه در کنار ملت مظلوم فلسطین ایستادند؛ همچنانکه آنجا پروای زور و فشار کسی را نکردند به همین صورت در مقابل ملت مظلوم افغان ، یک موقف منصفانه و مبنی بر حقایق را اتخاذ کنند تا به این شکل از یک سو با مظلومان کمک صورت گرفته باشد و از طرف دیگر ظالمان نیز آگاه شوند که دیگر به آنان فرصت ظلم و زور گویی داده نمی شود تا به این شکل ظالمان از تجاوز و ظلم بالای مظلومان  دست بردار شوند .

۲- امریکا و متحدین او که با نام ها و بهانه های گوناگون با او آمده اند باید به خواست ملت افغان و ملت های خویش گردن نهند ، نظامیان شان را خارج کنند و دیگر از تعذیب و کشتن افغان ها دست بردار شوند ؛ بجای این باید چنان کمک هایی با ملت افغان بکنند که فضای صلح و آرامش را میان ملت ها ایجاد کند .

در این مورد اقدام حکومت فرانسه قابل ستایش است ، تمام کشورها ، همانند مقامات فرانسه باید خواست ملت و منافع خویش را مورد توجه قرار دهند؛ همچنانکه برای ملت خود مرگ و میر ، هرج و مرج ، بی عدالتی ، فساد و تقلب را نمی پذیرند باید برای ملت های دیگر نیز آن را نپسندند .

۳-  خصوصا از تمام ملت هایی که حکومت های شان بر خلاف خواسته آنان ، فرزندان شان را برای کشتن افغان های مظلوم به افغانستان ارسال کرده اند می خواهییم که همانند ملت فرانسه بر حکومت های شان فشاور وارد کنند تا عساکر شان را از کشور ما خارج کنند .

۴- باید به امارت اسلامی آزادی بیان داده شود ، برای رساندن صدایش به جهانیان با او کمک صورت بگیرد  تا موقف و خواسته های خویش را بصورت مستقیم و با زبان خود به جهانیان برساند و از گروه ها و موسسه های بین المللی می خواهیم که برای تمام اعضای امارت اسلامی سهولت را مهیا سازند و برای از بین بردند موانع موجود تلاش کنند .

ما از حکومت جاپان و از مسئولین پوهنتون دوشیشا تشکر می کنیم که برای امارت اسلامی فرصت را فراهم ساختند تا نظر و موقف خویش را مسستقیما به جهانیان برساند و حال اینک اینجا از مسئولین مرکز تحقیقات استراتیژیک  و تمام جهت های مربوطه تشکر می کنیم که در این مورد با امارت اسلامی کمک کرده اند ؛ کشور های دیگر نیز باید با درک حقیقت ، گام های مفید این چنینی را بردارند .

۵- خواهش ما از رسانه های جهانی این است که صدای ملت افغان را بخوبی و بصورت واقعی به جهانیان برسانند ، حقایق زمینی را بخوبی به مردم نشان دهند ، زیراکه این یک مسئولیت انسانی آنان و تقاضای اصول ژورنالیستی نیز است .

ومن الله توفیق.

متن کامل

۰۴ دی، ۱۳۹۱

افغانستان خاطرات یک دهه تجاوز و اشغال را سپری کرد


نوسنده : حبیب الله هلال


نوادگان جنایتکار امریکای امروزی  بحیث ادامه دهندگان راستین راه اسلاف شان یعنی انگلیس ها این شیاطین بزرگ بین الملل، بنابر اهداف ضد اسلامی و استراتیژی های  اقتصادی، سیاسی و نظامی شان، تلاشهای گسترده ای را بر ضد اسلام و بخاطر تسلط بر جهان با رویکرد جدید استعماری تا سرحد تجاوز و اشغال نظامی کشورهای اسلامی  به راه انداخته که این روند تا همین اکنون با پیامد های فاجعه بار آن به صورت بیشرمانه ادامه دارد.
چنانچه در همین سلسله از دهه ها قبل به اینسو بنابر ارادهء حضور فزیکی و نظامی در منطقهء استراتیژیک آسیا برنامه های دراز مدتی را طرح و جهت تحقق آن، ابزار و وسایلی را بکار بستند، طوریکه جبهه ای را بر ضد اسلام با همکاری کشور های امریکائی – اروپائی با استفاده از نیروی  پیمان متجاوز و جنگ افروز ناتو و صهیونیست های غاصب و ضد بشر اسرائیل تشکیل داده تا در برابر هرگونه جنبشهای اسلامی و استقرار حاکمیتهای ملی که دست استعمارگران جهانی را از سرنوشت مردم کوتاه می سازند، مقابله نموده و به صورت مشخص در امور کشور عزیزمان افغانستان با ایجاد، آموزش و تمویل سخاوتمندانه باندها و گروپهای ضد اسلامی افغانی و با استفاده از شیوه و شعار جدید دیموکراسی و حقوق بشر واستعمال وطن فروشان ، قاتلان و جنگ سالاران دیروز کشور، در یک  دههء گذشته جنگ خونینی را بالای مردم ما تحمیل کردند، که با نتایج  فاجعه بار ، تلفات و قربانیهای بیشمار انسانی و خسارات سنگین مالی آن تا امروز ادامه دارد.
امریکا - ناتو، مطابق نورم ها و موازین جدید استعماری، بعد از اشغال افغانستان بائیستی بخاطر حفظ دوامدار منافع غارتگرانه ای شان و کنترول افغانستان بوسیلهء نوکران و دست نشاندگان شان، به دولت سازی می پرداختند. بنابر همین منظور آنها جلسات  ۹ روزه را در ماه های نوامبر و دسامبر  ۲۰۰۱ در شهر بن آلمان به نام کنفرانس بن دایرنموده، که در این کنفرانس هیچگونه نمایندگی از مردم جنگ دیده و عذاب کشیدهء افغانستان وجود نداشته و برخلاف، از دشمنان واقعی مردم چون جنگ سالاران، عاملین جنگهای داخلی، از قاتلین و جنایتکاران، از متجاوزین به جان، مال و شرف مردم، از ویرانگران بنیاد های اقتصادی کشور، از بروکرات های فاسد، از تکنوکراتهایی که هرگز و برای یک لحظه هم بخاطر منافع ملی ما فکر نکرده اند، و از جواسیس سازمانهای خطرناک چون C.I.A و  M.I.۶  تحت عنوان های جبههء متحد، جریان روم و جریان صلح قبرس، دعوت به عمل آمده و ظاهرا تحت نظر سازمان ملل، ولی در واقعیت امر، به اداره و گردانندگی مستقیم کارشناسان امریکائی و سازمان سیا که در پشت پردهء کنفرانس بحیث همه کاره ها قرار داشتند، تا بر تصامیم و فیصله های قبلا اتخاذ شدهء خویش ، مهر تائید کنفرانس را بگیرند، که چنین هم کردند!
مزدوران دعوت شده بخاطر گرفتن قدرت و امتیاز بیشتر از یکدیگر سبقت میگرفتند، چنانچه ربانی که به کمک طیارات  B۵۲  و  F۱۶  مجددا به تاج و تخت کابل راه یافته بود، حاضر به کنار رفتن از قدرت نبود، قانونی تحت فشار امریکائی ها بخاطر قناعت دادن ربانی بیشترین وقت خود را مصروف مکالمات تیلفونی با کابل می نمود. ربانی اصرار می ورزید که بنابر نقش برجستهء جبههء متحد در براندازی طالبان، سهمی بیشتری در قدرت می خواهند. حاجی قدیر جنگ سالار معلوم الحال، بنابر اینکه اصل نمایندگی متناسب پشتونها رعایت نگردیده بود، تالار کنفرانس را ترک نمود.
به همین ترتیب، نتیجهء رأی گیری  که به گمان اغلب و اکثریت قوی ستار سیرت بحیث رئیس حکومت مؤقت پیش بینی گردیده بود، از طرف امریکائی ها مردود اعلام و در عوض حامد کرزی که از جملهء مهره های مورد اعتماد امریکا بوده و قبل از تدویر کنفرانس به این سمت مدنظر گرفته شده بود، بالای کنفرانس قبولانده شد، در حالیکه کرزی در کار کنفرانس شرکت نداشته و تحت نظر و حمایت کارشناسان نظامی سی. آی. ای امریکا و تحت چتر هلیکوپترهای شان، در ولایت ارزگان بسر می برد، و البته این اولین اقدام دموکراتیک مدعیان دموکراسی و حقوق بشر بشمار می رود که به نمایش گذاشته اند.
در نتیجه صریحا می توان گفت که دشمنان واقعی داخلی و خارجی و این ضد بشرها، هزاران کیلومتر دور از انظار مردم ما و نمایندگان واقعی آنها دور هم جمع شده، بخاطر امتیاز دهی و امتیاز گیری متقابل به نام موافقات بن، معاملات ننگین و خائنانه را به امضاء رسانیده، طوریکه رهبران احزاب اسلامی و پرچم داران جهاد دیروز شوروی وعلمبرداران امروز دیموکراسی و آزادی،  دروازه های کشور را دو پله ای بر روی اشغالگران امریکا-ناتو باز نموده و در مقابل متجاوزین و اشغالگران، سرنوشت مردم بیچاره و بینوای ما را در اختیار جنایتکاران، دزدان، قاتلان، متجاوزین به ناموس مردم، تاراج کنندگان دارائی های ملی و مردم، غاصبان زمین، جواسیس و مزدوران بیگانه و مفسدین اداری دو دستی تقدیم نمودند.
همچنان اشغالگران، یک عده از افغانهای امریکائی که دارای تابعیت دوگانه بودند را نیز با خود آوردند. آنها که قبل از آمدن، جیب های کلان برای خود آماده کرده بودند، در پست های بزرگ دولتی جابجا گردیدند. آنها که اکثر  تحت نظر سازمانهای جاسوسی غرب بحیث حمایت کنندگان منافع آنها آموزش دیده بودند، مهارت شان زبان خارجی و کمپیوتر بوده و در حالیکه هیچگونه انگیزه برای خدمت به جز پول اندوزی نداشتند، بعد از غصب املاک ملت و کشور و چاپیدن پول های باد آورده به نام کمک های خارجی، هر کدام صاحب تجارت های کلان و ویلا های شخصی ناشی از معاش های دهها هزار دالری شده و بالاخره در اتکاء با پاسپورت خارجی و در پناه حامیان غربی خود، دوباره به زندگی آرام ادامه دادند.
ائتلاف اشغالگران به رهبری امریکا، که در تمامی عرصه های نظامی، امنیتی، اقتصادی ، باز سازی ، دولت سازی و بالاخره تأمین دموکراسی و حقوق بشر به شکست های صریح مواجه شده اند، بخاطر فریب ذهنیت های شهروندان شان و چپاول آرای آنها و بخاطر تصاحب کرسی های انتخابی به تبلیغات دروغ و فریب  دست زده و ارقام و گزارش های غلط را به مردم شان عرضه می نمایند، چنانچه اوباما از همین نیرنگ ها در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری امریکا استفاده نموده و صریحا گفت که جنگ ما در عراق و افغانستان به پایان رسیده و پیشرفتهای قابل ملاحظه نصیب مردمان این دو کشور شده است، و بدین وسیله توانست در دور دوم ریاست جمهوری نیز در قصر سفید باقی بماند، در حالیکه بنابر گفتهء جیمی کارتر یکی از رئیس جمهور های قبلی امریکا، انتخابات ریاست جمهوری سال جاری، یکی از پر هزینه ترین انتخابات در تاریخ امریکا بوده که طی آن مبلغ (۶ میلیارد دالر) هزینه گردید، که می توان گفت بدترین انتخابات در جهان بوده است. بلی نصف این مبلغ را وال ستریت پرداخته است نه مردم امریکا. بناء رئیس جمهور بائیستی در خدمت وال ستریت یعنی (یک در صد) مردم امریکا باشد!
از جانبی هم، متجاوزین اشغالگر در رأس ان ضد بشرهای امریکائی، بعد از یک دهه قتل ، کشتار، تجاوز و غارت کشور اکنون که در حال خروج از کشور هستند میخواهند خود را بیگناه جلوه داده و تمام حوادث و فجایع یک دهه را بدوش مزدوران داخلی بیندازد و بدین ترتیب در اکثر مصاحبه ها و کنفرانس ها دولت دست نشاندهء کابل را مسؤول تمام نابسامانیهای موجود معرفی داشته ولی مزدوران داخلی نیز که بعد از یک دهه خدمت و همکاری در کنار اشغالگران تجارب زیادی از انها اموخته اند و دست کمی از انها ندارند ، اینها نیز در تلاش پاک کاری لکه های داغ و ننگین انجام دادهء خویش هستند، و برای جلب حمایت مردمی برای امید زندگی فردای خویش ، خود را عاجز و ناتوان معرفی نموده و اعتراف می کنند که در طی این مدت انها کدام اختیار و ارادهء مستقل در ادارهء امور از خود نداشتند و اکنون میخواهند تا گذشته را جبران نمایند.
چنانچه هموطنان ما شاهد هستند اکنون بعد از یک دهه ، طراحان بن بر روی صحنه قدم رنجه نموده و بعد از معرفی عریض و طویل خویش بحیث کار شناسان ارشد که کار آموزی خود را در بربادی و تجزیهء کشورهای متحد و یکپارچه به پایهء اکمال رسانیده اند، ادعا مینمایند که توافقات بن به کج راهه رفته است.
اینها که در آموزشگاه های امپریالیست ها آموزش دیده اند، میدانند که چگونه می توانند در خدمت اهداف و منافع غارتگرانهء غارتگران و متجاوزین قرار گرفته و در حدود منافع آزمندانه ای آنها گویا که به حل منازعات بپردازند، برخلاف، قیافهء مستقل بخود گرفته و خود را ناجی و دلسوز مردم معرفی داشته و اکنون که همه راهکارهای اربابان و غلامان انها با کمک و همکاری شبانه روزی کارشناسان ارشد خارجی و دخلی به بن بست رسیده است افکار و اشکال خویش را تغییر داده و ابتکار صلح را پیشکش می نمایند، و همه چیز را فراموش نموده حتی کوچکترین انگشت انتقاد را آگاهانه به عوامل و طرف های مربوط که در مرکز آن همین اشغالگران امریکا- ناتو قرار دارند، دراز ننموده و همهء مشکلات را به گردن مجاهدین و فرزندان استقلال و آزادی وطن می اندازند. ولی اگر به واقعیت امر نگریسته شود مسبب تمامی مشکلات پیش امده تجاوز ناروا و اشغال کشور توسط متجاوزین غرب و اروپا به علاوهء مزدورگری و غلامی افغانان امریکائی هستند. همین اشغال کشور وحاکمیت مزدور وفاسد کابل، ادارهء کشور توسط جنگ سالاران، بروکراتهای خائن، متجاوزین به نوامیس و اموال مردم  در اتحاد و همکاری با همین جامعهء جهانی متجاوز و اشغالگر مسبب ویرانی ، قتل و جنایت و توهین به دین و مقدسات اسلامی افغان گردیده و این مشکل اصلی ، جدی و علاج ناپذیر مردم و کشور عزیز ما بوده و است و تا زمانیکه سایهء اشغال از سرزمین ما دور نشود و این حاکمیت ضد ملی و مزدور جای خود را با یک دولت اسلامی عوض نکند، منازعهء افغانستان راه حل دیگری ندارد!
با انچه بیان گردید چنین نتیجه گیری می شود که هیچگونه اراده ای چه از جانب متجاوزین و اشغالگران امریکا-ناتو، و چه از جانب جنایتکاران دست نشاندهء داخلی در جهت استقرار حکومت اسلامی و عدالت اجتماعی ،تأمین صلح، بازسازی کشور وجود نداشته و نمی تواند وجود داشته باشد، زیرا حوادث گذشتهء کشور نشانداد که آنها به جز از تخریب، غارت، ترور، ایجاد وحشت و دهشت، ویرانگری و بربادی، هیچ برنامهء دیگری ندارند و تا کنون چندین کنفرانس بین المللی که از بن تا کابل، از پاریس تا توکیو ، از لندن تا انقره و از بروکسل تا شیکاگو در مورد افغانستان به اشتراک شرکای ائتلاف شان دایرو توافقنامه های دوجانبه و چندین جانبه به امضاء رسیده و دهها میلیارد دالر هزینه گردیده، وضع از هر جهت روز تا روز بدتر شده است و هیچ آدرس با صلاحیتی که بتواند با تمام شفافیت، معضله و راه حل  کشور ما را مورد سوال قرار داده و مأخذه نماید، به شمول سازمان ملل متحد وجود ندارد، زیرا این نهاد بیمار نیز ابزاریست در دست جنایتکاران و غارتگران بین المللی و سازمانیست کاملاً ناتوان که مطابق اعتراف بانکی مون سازمان بین الملل خود نیازمند اصلاحات و باز سازی بنیادیست، چنانچه خودش از بی کفایتی و فساد گستردهء درونی رنج می برد.

متن کامل

ما در روشنائی اصول اسلامی و بر مبنای حقائق خواهان صلح واقعی هستیم

2332
تمدن اسلامی ، نظم و نسق بشری و ترقی همه جانبهء زندگی اجتمائی ضرورت به صلح دارد. این صلح است که زمینه ء زندگی آرام و صلح آمیز را مساعد می نماید و در راه کسب کرامت دنیوی و اخروی کمک می کند. تجارب ثابت نموده اند ملتهایی که در بین شان احترام متقابل، عزت و همکاری وجود دارد، همیشه زندگی خوشبخت و با سهادتی دارند. در پیش روی ما نمونهء روشن تواریخ قرون اول اسلامی قرار دارد آنها از برکت اسلام از تفرقه و ذلت نجات یافتند و در نتیجهء صلح فی مابین و اتحاد ، پیشگامان و فاتحان جهان گردیدند.
زندگی صلح آمیز یکی از نعمت های بزرگ الهی است . الله جل جلاله در کتاب مقدس خویش یادآوری میکند: {وَاذْکُرُوا نِعْمَهَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا  }. آل عمران –۱۰۳
بی اتفاقی ، خود خواهی و درگیریهای فی مابین ، ملت را به گودال تباهی می اندازد آنها را به بیگانگان محتاج ساخته ، جامعه بجای پیشرفت ، به عقب می رود. زندگی فردی و اجتمائی را با یک حالت غیر یقینی روبرو می سازد . ساختار و بنیادهای  دینی و ملی را ضعیف ساخته و خصوصیات کلتوری و عنعنات جامعه را از بین می برد و بلاخره نسل جوان اعتماد خود را بر جامعه از دست می دهد.
بر این اساس نمایندگان امارت اسلامی افغانستان به تاریخ (۲۱-۲۰) در کنفرانس پاریس ، پالیسی صلح آمیز امارت اسلامی را پیشکش نمودند ، دراین طرح صلح آمیز به نکات بسیار مهمی اشاره شده است که میتواند صلح را به کشور عزیزمان به ارمغان بیاورد. بطور مثال:
۱. تدوین قانون اساسی که از یک جانب بر بنیاد اصول دین مبین اسلام، منافع ملی ،افتخارات تاریخی و عدالت اجتمائی استوار باشد و از جانب دیگر از تمام حقوق هموطنان حفاظت نماید. حقوق شخصی ، مدنی و سیاسی هر فرد را تضمین نموده و حقوق عادلانه و بدون تبعیض و تعصب تمام اقوام راتامین نماید... البته نباید تحت تسلط اشغالگران ایجاد شده باشد... .
۲. برای آوردن صلح واقعی باید به ارادهء ملت که با یک دهان خواهان آزادی کشورشان هستند،گردن نهاده شود. در قدم اول باید اشغال کشور خاتمه یابد. چیزی که خواستهء تمام ملت افغان است . زیرا اشغال کشور مادر تمام نابسامانیهای کنونی در کشور است... .
۳. بغیر از نظام مستقل اسلامی ، نظام دیگری مشکلات کشور را حل نموده نمی تواند... .
۴. در پیام عید گذشتهء رهبر امارت اسلامی ( عالیقدر امیر المومنین حفظه الله ) واضحا گفته شده است که: برای تلاشها و فعالیتهای سیاسی و در شکل دفتر سیاسی، تنها یک چینل داریم و آن را برای همه اعلان نموده ایم.
۵. امارت اسلامی به تمامی آن اجتماعات مدنی خوش آمدید میگوید که در سایهء قانونی اسلامی و خدمت به ملت افغان کمر همت بسته باشند... .
۶. در مورد حقوق و رول زنان ، راهکار امارت اسلامی واضح است . در تمام بخشهای زندگی به تمام حقوقی که دین مبین اسلام برای زنان فراهم کرده است خود را مکلف می داند.
۷. برای بدست آمدن صلح باید اشغال عملا به پایان برسد و بجای جنگ ، به گفتگو و تفاهم ترجیح داده شود... .
۸. تا زمانی که مجاهدین در محابس زندانی باشند و شب و روز را در شکنجه سپری می کنند ، صلح واقعی امکان پذیر نخواهد بود.
طرح پیشکش شده از جانب امارت اسلامی در حقیقت آمادگی آنها برای صلح را نشان می دهد و آشکار دهندهء اینست که انها بر مبنای واقعیتهای عینی خواهان صلح واقعی در کشور هستند، صلحی که مشکلات ملت را هموار سازد ، به اشغال در کشور خاتمه دهد و مردم زیر سایهء حکومت اسلامی زندگی آرام و خوشحالی داشته باشند، نه اینکه بنام صلح ،برای مجاهدین دام گسترده شود.

متن کامل

انکشاف تازه – یوناما اعلامیه ها ی خویش را بعد از بازدید و اجازهء سفارت امریکا نشر می کند

unama-300x184
ادارهء ویب سایت الاماره در یک انکشاف تازه ، معلومات موثقی را بدست آورده است که دفتر نمایندگی ملل متحد (یوناما) در کابل ، اعلامیه ها ، راپورها و احصایه های خویش را بعد از آنکه از سوی کارکنان سفارت آمریکا مورد بازنگری قرار بگیرد و اجازهء نشر برایشان داده شود ، در اختیار مطبوعات گذاشته و نشر می نماید.
یکی از اشخاص نزدیک به نمایندهء خاص ملل متحد بشرط افشاء نشدن نامش گفت:  نمایندهء خاص ملل متحد خودش برایم گفت که بغیر از اجازهء سفارت آمریکا هیچ کاری کرده نمی توانم حتی یک نوشته هم نشر نموده نمی توانم.
 
اشارهء نامبرده ظاهرا به اعلامیهء یک جانبهء دفتر ملل متحد بوده که در این اواخر در مورد تلفات ملکی نشر گردید ، تمامی اینگونه اعلامیه ها اول از جانب کارکنان سفارت آمریکا بازنگری گردیده و بعد از ارزیابی ، اجازهء نشر به آن داده می شود.
ادارهء ویب سایت الاماره در حال حاضر نمی خواهد بر اساس دلائل امنیتی منبع این خبر را افشاء نماید.
اینکه اعلامیه های ملل متحد قبل از نشر از جانب سفارت امریکا مورد ارزیابی قرار می گیرد ، در اینصورت معلوم است که بنابر خواسته و خواهش کارکنان  آمریکایی  در آن دستکاری و ادیت نیز صورت می گیرد.
همین دلیل واضح بر اینست که در سالهای اخیر و به صورت خاص اعلامیه ها ، راپورهای مختلف و احصایه های یوناما بطور کامل عاری از انصاف بوده و تنها تلاشی برای پنهان کردن و پرده گذاشتن برجنایات آمریکائیان بوده است و بس.

متن کامل

"گر ندانی غیرت افغانی ام - چون به میدان آمدی می دانی ام"

احمد سلمان فارسی

34554654
صبح امروز موافق با ۲۴ دسمبر سال ۲۰۱۲ یک خانم افغانی مشاور ارشد امریکایی را در داخل محوطه قوماندانی امنیه ولایت کابل مورد شلیک قرار داده واز پا در آورد. گفته میشود که در این حمله یک امریکایی دیگر نیز زخم برداشته است.
مسئولین قوماندانی امنیهء اداره کابل با پذیرفتن این خبر گفته اند که خانم نرگس دوم ساتنمن در بخش حقوق جندر وزارت داخلهء این اداره ایفای وظیفه مینماید وجهت اجرای بعض امور خویش به این قوماندانی آمده بود.
اگرچه سبب این رویداد تا کنون واضح نیست اما ظاهرا معلوم میشود که رویهء غیر اخلاقی امریکائیان، تجاوز بر زنان واز جانب دیگر غیرت افغانی همه باعث رخ دادن این واقعه شده است.
امریکائیان در جریان عملیات وفعالیت های دیگر خود تحت نام وشعار همکاری های ملکی ودوستانه همیشه زنان را مورد آزار واذیت وحتی تجاوز جنسی قرار میدهند. بارها زنان افغان در دفاتر، پایگاهها ویا در جریان علمیات نظامیان اشغالگر مورد تجاوزات جنسی قرار گرفته اند اما ادارهء مزدور کابل قاصر از آن بوده است که از حقوق اتباع خود در مقابل باداران خارجی خویش دفاع کند.
عکس العمل این خانم غیرتی افغان انسان را بیاد چند روز قبل از اشغال صلیبیان میرساند آنگاه که جنرال های روسی امریکائیان را مشورهء عدم اشغال زمینی افغانستان را دادند وگفتند که اگر افغانان با شما نجنگند خاک وکوه های افغانستان با شما می جنگند وتاریخ نیز این را ثابت ساخته است.
خانم نرگس نیز از جمله همان غیرتمندان افغان است که ایمانش وی را مجبور به اظهار چنین عکس العمل دلیرانه ساخته است. این خانم الگویی از غیرت افغانی بوده است که باید نام آن در ردیف آنعده از خانم های دلیر مانند ناهید شهید وملالی نوشته شود که با کارنامه های شجاعانهء خود تاریخ را به نام خود رقم زدند.
اما سوال در اینجاست که مسیر خانم نرگس چی خواهد بود؟ آیا حامد کرزی وادارهء مزدور آن توان دفاع از وی را خواهند داشت ویا اینکه مانند عبد الصبور قهرمان وقاتل عساکر فرانسوی از سوی محاکم دلخواه ورشوت خور کابل به اعدام محکوم خواهد شد.
چنانچه بیم آن نیز میرود که حامد کرزی بخاطر خلوص نیت واظهار بردگی خویش این ناموس افغانی را به باداران خارجی خود بسپارد تا همچو صدها زن، طفل وپیرمردان دیگر که اکنون در زندان های اشغالگران بسر میبرند مورد وحشت درنده صفتان امریکایی قرار گرفته وتا سال ها بخاطر آزار واذیت روحی افغانان در قید آنان باقی ماند.

متن کامل

۳۰ آذر، ۱۳۹۱

آسوشیتد پرس: 2035 نظامی آمریکایی در افغانستان کشته شده است

6OA70055
خبرگزاری آمریکایی آسوشیتد پرس طی یک گزارش اعلام کرده که در نتیجه حمله آمریکا به افغانستان در اواخر سال 2001 حداقل 2035 نظامی آمریکایی در این تهاجم کشته شدند.
به گفته این خبرگزاری 1698 نفر از کشته شدگان در بخش خدمات نظامی بوده است.
در ادامه گزارش آسوشیتد پرس آمده است که از آغاز عملیات نظامی آمریکا در افغانستان 18،109 نفر در این جنگ زخمی شدند.
آمار و ارقام این خبرگزاری آمریکایی 2035 نظامی کشته و 18،109 اعلام شده،درحالی که بر اساس آمار و ارقام سازمان ها و نهاد های بی طرف این آمار و ارقام به مراتب بالاتر از آن چیزی است که دولت آمریکا به آن اعتراف کرده است.
از طرفی این گزارش فقط آمار تلفات نیروهای آمریکایی را اعلام کرده در حالی که اگر آمار کشته و زخمی های دیگر نظامیانی که در افغانستان حضور دارند نیز به آن اضافه شود آمار تلفات نظامیان خارجی در افغانستان به مراتب افزایش می یابد.

متن کامل

ورود نمایندگان سیاسی افغان به پاریس

Dec132010 Taliban fighters checkpoint Nangarhar 2
گروه های مختلف مطرح در افغانستان برای گفت‌و‌گو های صلح وارد فرانسه شدند.
بنیاد پژوهشی استراتژیک فرانسه به همکاری دولت این کشور زمینه ساز یک نشست دو روز شده که نمایندگان طالبان (امارت اسلامی افغانستان) ، دولت افغانستان و گروه های اپوزیسیون و نمایندگانی هم از جامعه مدنی در این نشست شرکت خواهند داشت.
محترم ملا شهاب الدین دلاور و محترم محمد نعیم وردک به نمایندگی از امارت اسلامی در این نشست نمایندگی خواهند کرد.

چند روز پیش، ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی امارت اسلامی با اعلام شرکت در این اجلاس گفت:هدف از شرکت در این اجلاس فقط  ارئه نظریه امارت اسلامی در مورد آینده افغانستان است و نه چیز دیگر، و در این نشست هیچ توافقی با دولت یا گروهی حاصل نخواهد شد.

در این نشست، غیرت بهیر، معاون گلبدالدین حکمتیار و داماد او، ریاست هیات حزب اسلامی را بعهده خواهد داشت.

محمد یونس قانونی از ائتلاف ملی و احمد ضیا مسعود و فیض الله ذکی از جبهه ملی نمایندگی خواهند کرد.

حنیف اتمر، از اعضای حزب حق و عدالت، فرخنده زهرا نادری و نیلوفر ابراهیمی نمایندگان زن در مجلس نمایندگان افغانستان از دیگر شرکت کنندگان این نشست هستند.

معصوم استانکزی، دبیر شورای عالی صلح، و حاجی دین محمد، مشاور رئیس جمهوری افغانستان نیز در این نشست شرکت دارند.

گروه های مختلف افغان قبل از این نیز دوبار در پاریس به میزبانی بیناد استراتژیک فرانسه نشست هایی داشتند. اما طالبان در نشست های قبلی حضور نداشتند.

نشست های قبلی در نوامبر ۲۰۱۱ و جون/ژوئن ۲۰۱۲ برگزارشده بود.

نشست های قبلی مشورتی اعلام شدند و این بار نیز گفته شده است که قرار نیست توافقی بین اعضای شرکت کننده در نشست امضا شود.
اجلاس فرانسه پوشش رسانه ای نخواهد داشت.

متن کامل

توافقنامه های ادارهء مزدور با حکومت امریکا ، حیثیت قانونی ندارد

به همگان معلوم است که بشمول کرزی ، تمامی منسوبین حکومت مزدور در سال ۲۰۰۱ میلادی ، در نتیجهء زور تجاوزگران غربی و سوار بر تانکها و هواپیماهای آنها به کابل آمدند، آنها در حقیقت برای این هدف به اینجا آورده شدند تا در چشم ملت افغان خاک بیندازند .


از همان روز اول که اشغالگران تمام اختیارات ادارهء کشور را بدست گرفتند، رئیس جمهور ، وزراء ، والی ها و ولسوالها را برای این هدف انتخاب نمودند تا ازآنها در مقابل ملت استفاده نموده و ملت را با آنها مشغول سازند. اشغالگران تلاش نمودند تا از القاب و عناوین (برای نام)  لویه جرگه ، قانون اساسی ، شورای ملی ، شورای وزیران ، شورای امنیت و عناوین دیگر اینچنینی برای تائید و مشروعیت خویش استفاده نمایند.


این اشخاص علی رغم اینکه در میان ملت و مردم افغانستان منفور بودند و هیچ گونه حمایتی از جانب ملت را با خود نداشتند و برای قبول نمودن تمامی خواسته های اشغالگران آماده و حاضر بودند و در مقابل جنایات و مظالم انها از هر گونه عکس العملی عاجز بودند ، انها را بر منسب قدرت نشاندند . از دوران کنفرانس بن اول که بعضی از شرکت کنندگان ان خواستار امتیازات بودند از طرف اشغالگران بطور اشکارا تهدید گردیدند و به انها گفته شد که ( شما خودتان نیامده اید، بلکه شما آورده شده اید ) آنها نیز زود متوجه گردیده و ساکت شدند. این گفته از آفتاب روشن تر است که تمامی منسوبین ادارهء مزدور از کلان تا خورد ، هیچ صلاحیت و اختیاری از خود ندارند . فریادها و گریه های کرزی بیچاره را حتما تمام ملت شنیده است  بجای اینکه به سخنانش گوش دهند ، بیشتر مورد تمسخر و حقارت اشغالگران قرار می گیرد بطور مثال : زمانی که خواستار  توقف عملیات شبانه از اشغالگران می شود ، انها بیشتر از پیش انرا انجام میدهند.


رئیس اداره اجیر شنبهء هفتهء گذشته مصادف با ۲۰۱۲/۱۲/۰۸  میلادی بطور اشکار اعتراف کرد که دوران گذشتهء خویش را در غلامی گذرانده است ، او که در مورد توافقنامه امنیتی با واشنگتن صحبت میکرد چنین گفت: (تا زمانی که آمریکا شروط و در خواست های پیشنهاد شدهء جانب افغانستان را در نظر نگیرد ، این توافقنامه امضاء نخواهد شد. " نقطهء حیاتی مورد بحث ما حاکمیت ملی افغانستان ، احترام به قوانین و ملکیتهای افغانها ... کنترول میدان های هوائی و فرودگاها از جانب افغانستان /نه از جانب ناتو و امریکا و تمام ارزشهایی که یک کشور و ملت مستقل باید داشته باشد" . او که بار بار کلمات احترام به استقلال افغانستان را تکرار میکرد ، اضافه کرد ، "امریکائیان باید در این کشور کدام زندانی نداشته باشند ، برای اینکه به گفتهء او این سرپیچی بزرگ از حاکمیت ملی افغانستان است".


این نقاط حیاتی و نشانه های استقلال را برای این ذکر می نمود که اینها تاکنون چنین اختیاری ندارند ، نه حاکمیت ملی وجود دارد ، نه احترام به قوانین و ارزشهای ملی ، نه کنترول میدان های هوائی موجود است و نه اختیار ادارهء قلمرو هوائی . همانند آسیاب قریه هرکس ( خودی و بیگانه) می اید و دعوا داران قدرت همانند مردم عام تنها از راه رسانه ها با خبر می شوند.


در یک چنین حالتی که کشور اکنون نیز در آتش اشغال می سوزد و حاکمیت ملی وجود ندارد از حقوق احترام به ارزشهای ملی خبری نیست ، پیمانها و توافقنامه های بین حکومت امریکا و کرزی چه معنائی می تواند داشته باشد ؟ این توافقنامه ها در روشنائی اصول بین الملل هیچ ارزش و اعتبار قانونی ندارد زیرا این اداره در خدمت اشغالگران است و از ملت افغانستان نمایندگی نموده نمی تواند. بلکه مفاد و مصلحت های کشور را قربانی خواسته های بیگانگان می کند. توافقنامه های استراتژیک و پیمانهای امنیتی و قرارداد های دیگر زمانی قابل قبول است که بشکل مساویانه و در قالب احترام متقابل بین نمایندگان واقعی دو ملت به امضاء برسد ،نه بین خادم و مخدوم.

متن کامل

هراس آمریکا از ادامه نبرد نظامی در افغانستان

97982nh6_Kabul 2008
آمریکا پس درماندگي در صحنه نبرد نظامی با طالبان، برای خروج از بحران افغانستان به دنبال مذاکره سیاسی با این گروه است.

سدهارت شری واستو ، نویسنده پاکستانی با انتشار گزارشی درباره افغانستان که در روزنامه «امت» منتشر شد، به بررسی وضعیت آمریکا در افغانستان پرداخته و می‌نویسد:

بعد از خروج نیروهای فرانسوی از افغانستان، دردسرهای زیادی برای نیروهای آمریکایی مستقر در افغانستان به وجود آمده است.

آمریکایی‌ها نتوانسته‌اند با گروه‌های مسلح افغانستان به توافق برسند که این موضوع آبرومندانه خارج شدن از افغانستان را با چالش مواجه ساخته است.

وزارت دفاع فرانسه اعلام کرد که غیر از مربیان فرانسوی تمام نیروهای فرانسوی بدون استثنا از افغانستان خارج می‌شوند.

فرانسه در حال حاضر غیر از آموزش سربازان افغان و کمک مالی برای بازسازی افغانستان فعالیت دیگری در این کشور انجام نمی‌دهد.

وزرات دفاع فرانسه به صراحت عنوان می‌کند که نیروهای فرانسوی حاضر نیستند در عملیات علیه طالبان یا سایر شبه‌نظامیان شرکت کنند.

شدت تلفان نیروهای فرانسوی در افغانستان بشدتی زیاد بود که در آخرین مورد از تلفات نیروهای این کشور در افغانستان ، این کشور تصمیم گرفت تا خروج نیروهای خود را سرعت ببخشد و پیش از موعد مقرر از افغانستان خارج شود .آمارهای دقیق تلفات نظامیان فرانسوی و دیگر نظامیان مستقر در افغانستان از سوی هیچ نهادی هیچ وقت منتشر نمیشود ، اما بر اساس گزارش مجله فرانسوی «لا فرانسوا» در گزارشی مفصل از کشته شدن 88 نفر و زخمی شدن تعداد زیادی از نیروهای فرانسوی در افغانستان خبر داد.

در حال حاضر تعداد نیروهای آمریکایی مستقر در افغانستان 66 هزار نفر و بقیه نیروهای خارجی نیز 35 هزار تن می‌باشند.
از بین نیروهای خارجی، کشورهای هلند، کانادا، کره و فرانسه نیروهای خود را از افغانستان خارج کرده‌اند و این در حالی است که 23 هزار نفر از نیروهای آمریکایی نیز در ابتدای سال 2013 از این کشور خارج می‌شوند و فقط 44 هزار نفر از نیروهای ‌آمریکایی در افغانستان حضور خواهند داشت.

تعداد نیروهای آمریکایی که در افغانستان می‌مانند برای مقابله با طالبان بسیار کم هستند که همین موضوع سبب شده است تا آمریکا به دنبال راه‌حل دیپلماتیکی برای به تفاهم رسیدن با طالبان باشد.

طبق گزارش «کمیسیون دفاعی آلمان» که از اعضای پارلمان و نمایندگان سازمان اطلاعات این کشور تشکیل شده، تلاش‌های دیپلماتیک آمریکا برای مذاکره با طالبان شکست خورده است و ادامه این وضع سبب وخامت اوضاع می‌شود.

بر اساس این گزارش، تلاش‌های بین‌المللی برای بازسازی افغانستان و برقراری امنیت در این کشور نیز مانند اقدامات آمریکا بی‌نتیجه بوده زیرا وضعیت اقتصادی و امنیتی افغانستان بهبودی نیافته است.

کارشناسان آمریکایی بر این باورند که تلاش‌های سیاسی و نظامی آمریکا و متحدانش در افغانستان شکست خورده است.

«کرشن سری نواسن» معاون سابق وزیر خارجه هند با شرکت در سمیناری با محوریت افغانستان ابراز داشت: هیچ شکی وجود ندارد که آمریکا و متحدانش در افغانستان شکست خورده‌اند و بعد از خارج شدن نیروهای خارجی از افغانستان قدرت این کشور دوباره به دست طالبان می افتد‌.

وی در ادامه گفت: خارج شدن نیروهای خارجی از افغانستان به معنای بازگشت وضعیت افغانستان به سال 2001 است.

سری نواسن تأکید کرد: از یک سو، نیروهای امنیتی و پلیس افغانستان هنوز در وضعیت ایده عالی قرار ندارند و از سوی دیگر، اثری از تضعیف طالبان و گروه‌های مسلح دیده نمی‌شود.

طبق گزارش مجله «نیویورک تایمز» چاپ آمریکا، تلفات سربازان ارتش افغانستان نسبت به نیروهای خارجی مستقر در این کشور بیشتر است که این نشان از آموزش نظامی نادرست، نداشتن سلاح لازم و نبود امکانات برای کمک فوری است.

ظرف یک ماه گذشته تعداد قربانیان نیروهای خارجی در افغانستان 17 نفر بوده و این در حالی است که تعداد کشته‌شدگان افغان 300 نفر بوده است که این امر نشان می‌دهد سربازان ارتش افغانستان توان مقابله با طالبان را ندارند و بعد از خروج نیروهای خارجی تلفات بیشتری می‌دهند.

«فلیپ جونز» رئیس «مرکز مطالعات جهانی دانشگاه آریزونا» در مصاحبه با رادیو «صدای آمریکا» ابراز داشت: به نظر می‌رسد بعد از سال 2014 طالبان مناطق پشتون نشین افغانستان و پاکستان را با یکدیگر متحد کرده و حکومتی مستقل تشکیل دهند اما این موضوع از جانب پاکستان غیرقابل پذیرش است.

وی افزود: طالبان در میان نیروهای ارتش و پلیس افغانستان نفوذ پیدا کرده‌اند و بنابراین نمی‌توان آینده افغانستان را تضمین کرد. شاید به همین علت است که آمریکا گروه‌های جهادی افغان را که با روسیه مبارزه می‌کردند برای مقاومت در برابر طالبان تقویت کرد.

«محمد اسماعیل» وزیر انرژی و آب افغانستان ادعا کرده که با هزاران نفر از فرماندهان جهادی در ارتباط است و قرار شده این افراد با دریافت حقوق از دولت افغانستان در برابر طالبان ایستادگی کنند.

«گری اشمیت» کارشناس آمریکایی نیز معتقد است که هیچ تضمینی برای آینده افغانستان وجود ندارد و نیروهای خارجی در مأموریت خود شکست خورده‌اند.

وی افزود: بعد از تخلیه افغانستان توسط نیروهای خارجی، طالبان قدرت را در این کشور به دست می‌گیرند و اگر طالبان بعد از مذاکرات صلح از حمله به کابل صرف نظر کنند باز هم تمام تلاش خود را برای نابودی گروه‌های مخالف و سربازان ارتش افغانستان که توسط آمریکا آموزش داده می‌شوند به کار می‌گیرند.

البته این امکان نیز وجود دارد که طالبان بتواند ارتش افغانستان و گروه‌های مخالف را با خود همراه سازند، چون مشاهده قدرت طالبان مانع از مقاومت در برابر آنان می‌شود.

تلاش آمریکا برای مذاکره با طالبان نشان می‌دهد که این کشور به این نتیجه رسیده که نمی‌تواند با طالبان بجنگد و راه‌های دیپلماتیک برای جلب رضایت این گروه نیز چندان موفقیت‌آمیز نبوده.
همچنین پافشاری آمریکا بر مواضع قبلی نه تنها نتیجه‌ای برای این کشور دربرندارد بلکه تلاش‌های بین‌المللی 10 ساله برای برقراری صلح در افغانستان را نیز با شکست مواجه می‌کند.

حامد کرزی موضوعات جدیدی را در زمینه مذاکرات صلح با طالبان مطرح کرده و قصد دارد خودش به تنهایی وارد مذاکره با این گروه شود.

طبق گزارش خبرگزاری «آسوشیتدپرس»، مطالبات تازه رئیس‌جمهور افغانستان نشان می‌دهد که وی خواهان خروج هر چه سریع‌تر نیروهای آمریکایی و صلح با طالبان است.

حضور آمریکایی‌ها در افغانستان به ابزاری برای تلاش هرچه بیشتر کرزی جهت مذاکره با طالبان تبدیل شده است.
این در حالی است که طالبان اعلام کردند که هیچ مذاکره ای با حکومت کرزی که یک حکومت دست نشانده است انجام نمی پذیرد.

کرزی در سخنرانی اخیر خود عنوان کرد که از اوایل سال 2013 شیوه‌های همکاری افغانستان با آمریکا تغییر می‌کند. وی عنوان کرد که شبه نظامیان مستقر در مناطق قبایلی پاکستان بیشتر از طالبان مستقر در افغانستان آمریکا را تهدید می‌کنند.

مجله «یو.اس.ای.تودی» به نقل از اوباما رئیس جمهور آمریکا نوشت: بزودی در ملاقات با کرزی تعداد نیروهای آمریکایی که قرار است بعد از سال 2014 در افغانستان حضور داشته باشند مشخص می‌شود.

مجله «شیکاگو تریبون» نیز در گزارشی هدف آمریکا از برگزاری نشست‌های مختلف درباره افغانستان را جذب کمک 4 میلیارد دلاری از کشورهای عضو ناتو است که قرار شده هر سال توسط آمریکا در این کشور هزینه شود.

رسانه‌های آمریکایی تأکید دارند که تنها راه تقویت نیروی نظامی در افغانستان کمک مالی به این کشور است.

هدف آمریکا جمع آوری پول از کشورهای مختلف به بهانه کمک به افغانستان است اما با این وجود اگر آمریکا نتواند کارآمدی خود را اثبات کند، امکان دخالت نظامی ناتو در افغانستان حتی بعد از سال 2014  نیز وجود دارد.

متن کامل