۲۰ آذر، ۱۳۹۱

افغانهای خفته در گوش فیل بی خبر از اعترافات اشغالگران


نويسنده : حبیب الله هلال


جنگ افغانستان جنگ نا برابری است که بین ظالم و مظلوم ، بین حق وناحق و بین چپاولگران و ستمدیده گان ادامه دارد و اگر چه این تجاوز و اشغال کشور را به ویرانه ، شادی را به غم و خانه ها را به ماتم سرا مبدل گردانید ولی مردم ستمدیده ما را سیمای قهرمانانه بخشید . تا زمانی که تجاوز و اشغال در کشور خاتمه نیابد ، هیچ حق و حقوقی و هیچ قانون و قانونمندی و هیچ... نمی تواند اثر مثبت در بهبود اوضاع سیاسی و اقتصادی در کشور داشته باشد.


هدف از تجاوز و اشغال افغانستان مبارزه با تروریزم ، مبارزه با قاچاق مواد مخدر، بازسازی افغانستان ، حکومت داری و تامین حقوق بشر عنوان گردیده بود اما اکنون بعد از گذشت یازده سال نه اینکه اهداف فوق حاصل نگردید بلکه بازسازی به ویرانی ، حکومت داری به فساد و چپاولگری و تامین حقوق بشر به مرکز فجایع حقوق بشر یعنی اوج خشونت علیه زنان ، حوادث بیشمار تجاوز، تهدید و ازدواج اجباری توسط افراد مسلح و ....مبدل گشت.


برخی هنوز اصرار دارند تا آمریکا را ناجی افغانستان بنامند. این افراد یا کسانی هستند که پرونده زندگی شان در دستان آمریکا پیچیده شده است و یا از اجیران و مزدبگیران غربی ها هستند. جای تعجب اینجاست که برخی از افراد روشنفکر و با سابقهء دفاع از مقدسات جهاد و دین ، پافشاری بر ناجی بودن آمریکا دارند.
افرادی که اهل عقل و خرد هستند باید از حوادث و ... این یازده سال کشور درس گرفته و خوب و بد را از یکدیگر تفکیک و تشخیص داده باشند . چگونه ما نمی توانیم که دو گروه مخالف که هرکدام از انها دارای عقاید، باورها و دیدگاهای متفاوتی هستند و هر کدام برای هدف خاص خود قربانی میدهند را پس از گذشت بیش از یازده سال نشناسیم و ندانیم که اهداف ، کارکردها، قربانی ها و خدمات کدام گروه بخاطر مردم و کشور است آیا شما کسانی که خانه های شما را تفتیش نموده و زنان و مردان شما را بازرسی بدنی مینمایند و دین و فرهنگ و آداب شما را به مسخره گرفته و توهین میکنند را خادمان این ملت و حافظان این کشور میدانید یا کسانی که آبروی و حیثیت خانوادگی شما را حفظ نموده و بیشتر و بهتر از شما به دین ، فرهنگ و آداب شما احترام میگذارند، این کشور و خوشبختی انرا  از آن خود میدانند وعلاوتا از جمع شما بوده و فرزندان این خاک و ملت هستند.


اکنون که بیش از یازده سال از اشغال افغانستان می گذرد ، نتیجهء تجاوز و اشغال نه تنها تشدید خشونتهای خونین در افغانستان ، گسترش بی بند وباری ، تفنگ سالاری و قوم گرائی بوده است بلکه از جانب دیگر ارتش آمریکا را در گرداب و باطلاقی فرو برده است که در حال تجربه کردن طولانی ترین جنگ در تاریخ امریکا با هزینه های گزاف مالی و انسانی به همراه بوده است . وارد کردن و کشاندن سازمان پیمان اتلانتیک شمالی ناتو به افغانستان نیز باعث شد تا این سازمان در اولین ماموریت خارج از اروپای خود با ناکامی روبرو شود ، بگونه ای که محافل غربی دربارهء ادامهء اشغال افغانستان و پیامد های آن بارها هشدار داده اند.


حالا نه تنها بر مردم افغانستان  بلکه بر اکثر مردم دنیا آشکار گردیده است که با وصف حضور نیروهای یک صد و پنجاه هزار نفری خارجی و سیصد و پنجاه هزار نفری داخلی و ادعاهای بلند و بالای رژیم مزدور ، هنوز هم کشور به عنوان یکی از مراکز فجایع حقوق اسلامی  و انسانی باقی مانده است . شروع و ادامهء حوادث فساد اداری و رشوت ستانی ، چور و چپاولگری ،زور گوئی ، قتل و جنایت،  مواد مخدر، فقر ، نا امنی ، فقدان کار و زندگی بخور و نمیر، تفنگ سالاری و حاکمیت جنگ سالاران و ... به اوج خود رسیده است ولی افرادی که خود را اهل خرد می نامند هنوز که هنوز است این اشغال را عادلانه و این رژیم را حکومت منتخب می خوانند ، حکومتی که نه گوش شنوا دارد و نه چشم بینا،  را صاحب اختیار و حاکم بر اوضاع کشور میخوانند ، آیا شخصی که کور و کر باشد حق خود ارادیت دارد؟ مسلم است که نه !! زیرا چنین شخصی مجبورا باید از دیگران اطاعت نموده و هر راهی  که دیگران او را هدایت میکنند میرود و چنین است مجبوریت رژیم مزدور که هر آنچه باداران اشغالگر برایشان امر می کنند بدون چون وچرا اطاعت می نمایند و گرنه اگر حکومتی مزدور نبوده و بر اوضاع حاکم باشد چرا وقتی که روزانه دها مورد از حوادث و مظالم تفنگ سالاران و اربکی هایی که  در گوشه و کنار کشور رخ میدهد و ملت  شب و روز فریاد کنان خواستار خلع سلاح و حذف نیروهای جنگ سالار و اربکی هست ،حکومت مزدور و ظالم این عمل و کارکرد را تنها روش اعاده امنیت در کشور می داند. همه بر این گفته متفق هستند که زندگی زیر سایهء یک جنگ سالار هیچ گاه امنیت را برای مردم و کشور تامین نخواهد کرد، پس در حضور و موجودیت هزارها جنگ سالار حاکم بر منصب و کرسی در کشور ،حال و روز مردم چه خواهد بود؟!!


تکرار حوادث کشتار زنان و کودکان و افراد غیر نظامی توسط نظامیان خارجی یکی از مسائل و چالش هایی است که حکومت مزدور کمتر اهمیتی به آن میدهد و در مقابل در برابر هلاکت هرعسکر اشغالگران به انها پیام تسلیت فرستاده و خود را در غم و ماتم انها شریک می سازد. قاتلان ملت را بیماران روانی خطاب نموده و به کشورهایشان حواله میکنند ولی در مقابل غازیان وطن را دستگیر نموده و به تجاوزگران تحویل میدهند.


اگر هر کشور دیگری باشد ، چنین حوادثی به مفهوم ناتوانی نظامی و ناکارایی مسئولین و ارگانهای قوای مسلح تعبیر شده و رئیس جمهور ، پارلمان و مقامات نظامی تنبیه گردیده و به محاکم و دادگاه کشانیده می شوند و یا حداقل مورد سرزنش قرار می گیرند ولی در کشور ما و در نیتجهء تجاوز و حاکمیت مزدوران ، رئیس جمهور، پارلمان ، مقامات و ارگانهای قوای مسلح مکافات و مورد لطف و شفقت و نوازش نیز قرار می گیرند.


ولی با آن نیز همه روزه کارکرده ها ، دست آوردها و نتایج مثبت وجود این رژیم دهان رسانه ها را پر ساخته و گوشهای ملت را کر نموده است و دعوت شدگان محافل رسانه ها و مطبوعات که خود را خبره گان ملت میدانند در گوش ملت نجوا میکنند که بقاء و آیندهء این ملت در وجود اشغال و موجودیت سران کنونی خود فروخته است.


چرا و تا کی باید همانند اشخاص درباری ،عمل کنیم و چرا باید از گفتن حقائق و واقعیت ها ترس داشته باشیم ، این وظیفهء فرد فرد و خصوصا صاحبان بلندگوها است تا به مسئولیت خویش عمل کنند، مسئولیتی که همانند وجیبهء دینی آنها را مکلف به بازگو کردن و پخش و نشر حقائق می نماید.
چرا و تاکی باید این ملت نظاره گر حوادث و سوانح ذلت و خفت هموطن ، همجنس و هم کیش خود باشد، حقیقتا احساس شرم و ناتوانی میکنم زمانی که میشنوم مردم در آمریکا و یا اروپا بر خلاف سران کشور خویش اعتراض کرده و مظاهراتی را راه اندازی می نمایند. ولی ملت افغان که مورد تجاوز قرار گرفته و تمام کوله بار این مظالم را برپشت میکشد، با عجز و ناتوانی تمام نظاره گر صحنه است و همانند بیماری که به مرض لاعلاج مبتلا گردیده تنها پناه بردن به درگاه خداوند و عجز و زاری را یگانه و آخرین امید خود میپندارد. حال انکه همه میدانیم که کمر اشغالگران شکسته و این دیوار تجاوز و اشغال آب کشیده و درز کرده است و در انتظار آخرین قوت و زور بازوی مردان کشور است تا برای همیشه فرو ریزد. این چیزی است که غربیها خود به آن اعتراف میکنند.


اگر از دید غرب و غربیها نیز به این تجاوز و جنگ یازده سالهء افغانستان نگریسته شود خواهیم دید که این جنگ بخاطر کشور و ملت افغاانستان نبوده بلکه برای اهدافی فراتر از امنیت و ثبات در افغانستان بوده است . اگر چه جورج بوش رئیس جمهور قبلی امریکا آغازگر این جنگ بیهوده بود اما امروز از نقطه نظر مردم و ملتهای غرب بدون شک سیاست های غلط باراک اوباما موجب تشدید جنگ ، بحران و ادامهء ان در افغانستان شده است و امروز جنگ افغانستان ، جنگ باراک اوباما است . وی دستور سه برابر شدن نیروهای امریکائی در افغانستان را صادر نمود که افزایش شمار تلفات امریکائی را در پی داشت ، در کنار حملات استشهادی ، انفجارات ماین ها و حملات چریکی که جان دها تن از عساکر آمریکائی را روزانه می گیرد ،حملات نظامیان افغان بر سربازان امریکائی شمار تلفات جانی انها را چند برابر کرده است . اما خسارت های جنگ افغانستان تنها به تلفات جانی برای دولت و ملت امریکا محدود نمی شود . جنگ افغانستان تا اینجا برای مردم امریکا ، صد ها میلیارد دالر هزینه داشته که یکی از دلائل اصلی و عمدهء کسر ۱۶تریلیون دالری امریکا بحساب می آید و هر روز ملیاردها دالر به این میزان افزوده میشود که بار آن بر دوش  مالیات دهندگان آمریکائی است. علی الرغم اینها دولتمردان آمریکائی میکوشند تا آموزش نظامیان افغان را بهانه ء ادامهء حضور خود در افغانستان قرار دهند. تحلیل گران و جهانیان دلیل واقعی ادامهء حضور امریکائی ها در افغانستان را اولا به قول آنها مبارزه با افراط گرائی دینی و اسلامی و حصول منافع اقتصادی در منطقهء خاور میانه و اضافه تر از ان تسلط بر چین در شرق و ایران در غرب و همچنین کنترول راه های ارتباط تجارتی کشورهای آسیای میانه با دریای عمان میدانند.


اما از یاد نبرید که غربیها در ارزیابی از یازده سال موجودیت امریکائی ها در افغانستان ، این تجاوز و اشغال را شکست بزرگ و مفتضحانه برای امریکا و ناتو میدانند و خواستار اعتراف علنی انان در این خصوص هستند. غربیها اعتراف می کنند که اکنون زمان ان فرا رسیده است که آمریکا و ناتو بالاخره واقعیت های افغانستان یعنی به شکست مفتضحانهء خود اعتراف نموده و یک راه صحیح و امنی  برای خروج بی دغدغهء خویش جستجو کنند اما آمریکا و کشورهای عضو ناتو نمی خواهند از شکست در افغانستان علنا چیزی بگویند. زیرا چندی پیش زمانی که "هارالد کوجات" یکی از مقامات بلند پایهء اردوی کشور آلمان در این باره سخنی به میان آورد به شدت مورد حمله و انتقاد قرار گرفت.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر