نویسنده: حبیب الله حلال
از کدام روزی که ادارهء مزدور کابل آوازه ها و پروپاگندای برای نام " صلح " را آغاز نموده است ، از شروع همان روز تا به امروز تمامی اعمال و کارکردها یی را که زیر نام صلح انجام داده اند تماماً با اصول و خواسته های صلح در تضاد است ، انها استراتژی مشخصی برای صلح ندارند ، بلکه نام متبرک صلح ، را مطابق به خواسته های خویش و برای معانی غیر شرعی استعمال مینمایند ، براساس تعبیر انها صلح یعنی ترک فریضهء مقدس جهاد ، قبولی فرامین و دستورات تجاوزگران ، تسلیم دهی اسلحه به انها و به انتظار رحم و ترحم تجاوزگران کفار نشستن.
صلح واقعی زمانی بدست امده میتواند که استقلال ملت مجاهد افغانستان ، حق مشروع انها شمرده و تائید گردد، ادارهء کابل فریادهای صلح را در حقیقت برای بدست آوردن اهداف سیاسی خویش و فریب دادن ملت و جهانیان میزند، زیرا با آمدن صلح واقعی آنها منافع شخصی خویش را در خطر می بینند ، به همین دلیل در همان آغاز کار شورای صلح چنان اشخاص و چهره هایی را جمع آوری نمودند که آنها هیچ وقت در فکر صلح و آرامی در کشور نبودند ،بلکه بیشتر از سی سال تمام ملت را برای منافع و مقاصد شخصی خویش بنامهای مختلفی آزار و اذیت نموده و آتش جنگهای خانمانسور در کشور را شعله ور نمودند و شب وروز در فکر تباهی و بربادی ملت و کشور مشغول کار هستند.
در همان ابتداء کار چنین شخصی به رهبری شورای صلح انتصاب گردید که در بدبختی ها ومصیبت های ملت افغان سهم بارز و روشنی داشته و همیشه جنگ رابه صلح ترجیح میداد ، در چنین ترکیب ناسالمی، چهرهایی جمع گردیده اند که انها بجای صلح در قتل و کشتار، به دار آویختن ، شکنجه نمودن مجاهدین فتوا صادر نموده اند ، چهره های که از ابتدا پالیسی جنگی در دستور کارشان بوده و اکنون نیز همان پالیسی را به پیش می برند و برای جنگ های تازه در آینده آماده گی می گیرند و چهره های که اکنون برای تجزیه کشور مشغول کار و فعالیت هستند.
آیا از یک چنین پروسهء جنگی آمید و ارزوی صلح نمودن کار معقولی است؟ این پروسه در حقیقت یک شاخه ای از ارگانهای امنیتی و دفاعی دشمن است! دراین شکی نیست که ملت مظلوم و رنج کشیدهء افغانستان خواهان صلح و آرامش در کشور است ، مگر تجاوزگران با زور و نیروی نظامی خویش چنین اشخاصی را بر شانه های ملت سوار نموده اند که منفور ملت هستند و هیچگونه تعهدی به صلح ندارند ، بلکه بخاطر منافع شخصی شان تمام ملت را در آتش جنگ می سوزانند.
ملت عزیز مان و تمام جهانیان به این حقیقت کاملا آگاه هستند که ادارهء کابل هیچ زمانی خواهان صلح نیست ، زیرا از یک جانب از خود اختیاری ندارد ، و از جانب دیگر منافع خویش را در دوام و ادامهء جنگ می بیند و فقط از نام مقدس صلح برای حصول مقاصد شوم خویش سوء استفاده میکند و میخواهد به ملت و جهانیان طوری نشان دهد که انها کبوتران سفید صلح و مجاهدین خواهان جنگ و درگیری هستند ، مگر ملت مجاهد و بیدار ما این گفتارهای پوچ و ناروای انها را هیچ گاهی باور نخواهند کرد.
از کدام روزی که ادارهء مزدور کابل آوازه ها و پروپاگندای برای نام " صلح " را آغاز نموده است ، از شروع همان روز تا به امروز تمامی اعمال و کارکردها یی را که زیر نام صلح انجام داده اند تماماً با اصول و خواسته های صلح در تضاد است ، انها استراتژی مشخصی برای صلح ندارند ، بلکه نام متبرک صلح ، را مطابق به خواسته های خویش و برای معانی غیر شرعی استعمال مینمایند ، براساس تعبیر انها صلح یعنی ترک فریضهء مقدس جهاد ، قبولی فرامین و دستورات تجاوزگران ، تسلیم دهی اسلحه به انها و به انتظار رحم و ترحم تجاوزگران کفار نشستن.
صلح واقعی زمانی بدست امده میتواند که استقلال ملت مجاهد افغانستان ، حق مشروع انها شمرده و تائید گردد، ادارهء کابل فریادهای صلح را در حقیقت برای بدست آوردن اهداف سیاسی خویش و فریب دادن ملت و جهانیان میزند، زیرا با آمدن صلح واقعی آنها منافع شخصی خویش را در خطر می بینند ، به همین دلیل در همان آغاز کار شورای صلح چنان اشخاص و چهره هایی را جمع آوری نمودند که آنها هیچ وقت در فکر صلح و آرامی در کشور نبودند ،بلکه بیشتر از سی سال تمام ملت را برای منافع و مقاصد شخصی خویش بنامهای مختلفی آزار و اذیت نموده و آتش جنگهای خانمانسور در کشور را شعله ور نمودند و شب وروز در فکر تباهی و بربادی ملت و کشور مشغول کار هستند.
در همان ابتداء کار چنین شخصی به رهبری شورای صلح انتصاب گردید که در بدبختی ها ومصیبت های ملت افغان سهم بارز و روشنی داشته و همیشه جنگ رابه صلح ترجیح میداد ، در چنین ترکیب ناسالمی، چهرهایی جمع گردیده اند که انها بجای صلح در قتل و کشتار، به دار آویختن ، شکنجه نمودن مجاهدین فتوا صادر نموده اند ، چهره های که از ابتدا پالیسی جنگی در دستور کارشان بوده و اکنون نیز همان پالیسی را به پیش می برند و برای جنگ های تازه در آینده آماده گی می گیرند و چهره های که اکنون برای تجزیه کشور مشغول کار و فعالیت هستند.
آیا از یک چنین پروسهء جنگی آمید و ارزوی صلح نمودن کار معقولی است؟ این پروسه در حقیقت یک شاخه ای از ارگانهای امنیتی و دفاعی دشمن است! دراین شکی نیست که ملت مظلوم و رنج کشیدهء افغانستان خواهان صلح و آرامش در کشور است ، مگر تجاوزگران با زور و نیروی نظامی خویش چنین اشخاصی را بر شانه های ملت سوار نموده اند که منفور ملت هستند و هیچگونه تعهدی به صلح ندارند ، بلکه بخاطر منافع شخصی شان تمام ملت را در آتش جنگ می سوزانند.
ملت عزیز مان و تمام جهانیان به این حقیقت کاملا آگاه هستند که ادارهء کابل هیچ زمانی خواهان صلح نیست ، زیرا از یک جانب از خود اختیاری ندارد ، و از جانب دیگر منافع خویش را در دوام و ادامهء جنگ می بیند و فقط از نام مقدس صلح برای حصول مقاصد شوم خویش سوء استفاده میکند و میخواهد به ملت و جهانیان طوری نشان دهد که انها کبوتران سفید صلح و مجاهدین خواهان جنگ و درگیری هستند ، مگر ملت مجاهد و بیدار ما این گفتارهای پوچ و ناروای انها را هیچ گاهی باور نخواهند کرد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر