۱۸ آبان، ۱۳۹۱

هيجدهمين كنگره حزب كمونيست چين

100837475133

امروز( پنجشنبه هشتم نوامبر مصادف با 18 مهرماه ) هيجدهمين كنگره حزب كمونيست چين برگزار مي شود. حادثه اي كه از مدت ها پيش محافل سياسي و اقتصادي جهان انتظارش را مي كشيدند زيرا برپايي اين كنگره ارتباط تنگاتنگي با نحوه روند انتقال قدرت در راس هرم سياسي چين دارد.

 

 

با توجه به اينكه چين دومين اقتصاد بزرگ جهان پس از آمريكا به حساب مي آيد و نقش و سهم عمده اي را در مديريت و رويكردهاي اقتصاد جهاني دارد، امروز نگاه ها به پكن دوخته خواهد شد تا دريابند كه رهبران سياسي جديد اين كشور چه برنامه هاي تازه اي را ارايه مي دهند.

 

قطعا بعد مسافت زماني بين برگزاري كنگره هاي حزب كمونيست چين كه هر 10 سال يك بار برگزار مي شود، دو پرسش محوري را هميشه مطرح مي كند: يكي اينكه در طول اين دوره نه چندان كوتاه چه موفقيت هايي كسب شده و ديگري اينكه انتظار تحقق چه موفقيت هايي در آينده و با توجه به ورود نسل جديدي از رهبران حزب كمونيست بايد بود؟ البته  نسلي كه در پشت پرده و به صورتي آرام جاي رهبران پيشين را گرفته و دراين كنگره تنها رونمايي مي شوند. 

براي پاسخ دادن به پرسش نخست راه دوري نبايد رفت. چين يك قدرت اقتصادي بزرگ جهان است و تاكنون توانسته ژاپن را از رتبه دوم به زير كشيده و برجاي آن بنشيند.

طي يك دهه گذشته چين نشان داد يك كارخانه بزرگ در جهان است و سال گذشته ميزان رشد اقتصادي خود را به 9.2 درصد رساند. 

درحال حاضر كالاهاي چيني تمام كره زمين را فراگرفته و انتظار مي رود اقتصاد اين كشور درسال 2018 به سطح آمريكا برسد.

 

به عبارت ديگر ما در برابر يك تجربه منحصر به فرد از نظر موفقيت و پيشرفت قرار داريم كه همه با شگفتي و تحسين به آن مي نگرند. كشوري كه از 30 سال پيش با اراده اي تسليم ناپذير حركت خود را آغاز كرد و همچنان به پيش مي رود.

اما براي پرسش دوم نمي توان به سادگي جواب پيدا كرد زيرا رهبراني كه اينك سكان زمامداري چين به دست آنها سپرده مي شود با چالش ها و موانع غير قابل انكاري روبرو هستند كه به آساني نمي توان از آنها عبور كرد زيرا از يك سو مدرن سازي در چين به اوج خود رسيده است و از سوي ديگرتبعات سياسي و اجتماعي آن نيز به جايي رسيده است كه اين كشور را در آستانه يك انفجار بزرگ قرار مي دهد.

بخصوص اگر رهبران جديد نتوانند با فراست به خواسته هاي كساني توجه كنند كه خواستار تكميل روند اصلاحات دراين كشور هستند.

حزب كمونيست چين تاكنون پيوسته مشروعيت خود را از موفقيت هاي اقتصادي كشورش بدست آورده و حتي اين مساله برايش به مثابه يك كشتي نجات بوده و نگذاشته است تا چين هم به همان سرنوشت اتحاد جماهير شوروي يا كشورهاي اروپاي شرقي دچار شود كه همه دراثر ركود اقتصادي دچار فروپاشي شدند.    

اما نتيجه اين رشد اقتصادي – كه بر سرمايه داري خالص متمركز است – گروهها و طبقات بسياري را در جامعه چيني دچار خسران كرده به نحوي كه احساس مي كنند هيچ تغيير مطلوبي در زندگي شان حاصل نشده است.

درهمين حال روند اصلاح سياسي دركشور بسيار كند پيش مي رود و همين مساله نوعي عدم توازن را در روند نوگرايي و مدرنيزاسيون چين به وجود آورده است. به همين دليل چيني ها انتظار دارند كشورشان درآينده رويكرد بهتري نسبت به ليبراليسم داشته باشد.

روشن است كه وقتي حزب كمونيست چين به اين مساله مي انديشد – يعني اصلاحات سياسي – بيش از هرچيزي مخاطرات توام با آن را در نظر مي گيرد زيرا بر موقعيتش در راس هرم قدرت اثر خواهد گذاشت.

بخصوص اينكه حزب حاكم به ثبات كشور اهميت فوق العاده اي مي دهد اما درعين حال احساس مي كند هنوز به آن توازن لازم بين اضلاع يك اصلاحات نرسيده و اين روند تاكنون تنها در بعد اقتصادي اش خلاصه شده است و اين مشكلي است كه بايد رهبران چين به صورتي جدي به آن بيانديشند.

بخصوص كه اين روزها گاه پرونده هايي پيش چشم مردم گشوده مي شود كه حاكي از فساد گسترده دربين مقامات بالاي كشور است.

به هرحال اين مسايل ايجاب مي كند تا رهبران چين با تصميمي شجاعانه و سرنوشت ساز درها را به روي تغييرات سياسي و اجتماعي در آينده بگشايند. حال بايد ديد نسل جديد رهبران چين دراين رابطه چه برنامه هايي دارند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر